لینک جدید اشتراک

www.eshterak.info

۱۳۸۸/۱/۱۶

کاظم نیکخواه / نشست گروه بيست در لندن: بن بست قدرتمداران

كنفرانس گروه بيست G20 هم اكنون در لندن در جريان است. شركت كنندگان در اين كنفرانس بلند پایه ترین سران قدرتمندترين و بزرگترين كشورهاي سرمايه داري جهان هستند. قدرتمندترين مقامات جهان سرمایه داری گرد آمده اند تا فكري بحال اقتصاد جهان بكنند. براي اين گردهمايي براي حضور هركدام از اين سران معادل ١ ميليون پوند انگليس هزينه شده است. يعني جدا از ميليونها دلار هزينه هايي كه هركشور خرج سفر هيئتش كرده است، بيست مليون دلار هزينه نشست اين مقامات است. اينجا روساي جمهور و نخست وزيران كشورهاي مهم جهان قرار است به معضلي پاسخ گويند. ظاهرا هيچ چيز كم ندارند. قدرت، پول، توجه، حمايت. به اين ترتيب اين نشست بايد به معضلي كه رو در روي جهان سرمايه داري قرار گرفته پاسخ دهد. اما معضل چيست؟

در مورد معضلي كه رودروي اينهاست یعنی بحران اقتصادی سرمایه داری طي پنج شش ماه اخير حرف زياد زده شده است. اما شايد اين چند جمله كه از زبان يكي از تحليلگران مجله "نيوزويك" درست يك روز قبل از كنفرانس گروه ٢٠ بيان شده بيش از همه مشكل را بيان كند. به اين جملات توجه كنيد: "ما (با اين بحران)به پايان ربع قرن سلطه اقتصاد ريگاني رسيده ايم. به پايان بازي سهام، به پايان گلوباليزاسيون، به پايان نفس سرمايه داري رسيده ايم. ما به سيستم تازه اي نيازداريم. به اقتصاد جديدي نياز داريم. به يك سري كامل از ارزشهاي تازه نياز داريم" این نوع سخنان را تا كنون از زبان كمونیستها و نیروهای ضد نظام سرمایه داری شنیده ایم. اما این روزها سخنگویان و تحلیگران بورژوایی خود مجبورند اعتراف كنند كه سرمایه داری به ته خط رسیده است. اين اعتراف كساني است كه پيش از اين شكست سرمايه داري دولتي در بلوك شرق را بعنوان پايان سوسياليسم و كمونيسم و تثبيت ابدي نظام سرمايه داري معرفي كرده بودند. همینها امروز ناچارند شكست یك سیستم تمام عیار اقتصادی و ایدئولوژیك و سیاسی را اعتراف كنند و در مجلاتشان تیتر بزنند كه «ماركس حق داشت.”

واقعيت همين است. همه كس امروز ميداند كه به سيستم تازه اي نياز است. به ارزشهاي تازه اي نياز است. به اقتصاد تازه اي نياز است. بحراني كه آغاز شده در چارچوب سرمايه داري راه حلي ندارد. اين بزرگترين و عميق ترين و همه جانبه ترين بحران سرمايه داري در تمام طول تاريخ حيات چند صد ساله آنست. گرچه امروز به وضوح از یك بحران و ركود و بهم ریختگی سخن گفته میشود اما این بحرانی نیست كه از امروز شروع شده باشد. اگر كسی بخواهد به تاریخ شروع این وضعیت برسد ناچار است چندین سال به عقب بازگردد. یعنی سالهای آغازين قرن بیست و یكم. اين بحراني است كه حداقل از ٥ سال پيش با ورشكستگي شماري از مهمترين موسوسات وام مسكن در آمريكا شروع شد. برخي از اين ورشكستگي ها مثل موسسه "انرون" يك دنيا شارلاتانيزم و كثافت را از پشت خود بيرون زد و مشامها را آزرده نمود. بعد از مدت كوتاهي تاثيرات بحراني كه ميرفت شروع شود به اروپا رسيد و بوضوح در سال ٢٠٠٧ بويژه در انگلستان با ورشكستگي يكي از مجتمع هاي اصلي مالي يعني "نوردرن راك" قابل مشاهده بود. آنها كه دست اندركار ساختن پول و ثروت و سود بودند و آنها كه از نوع همين مقامات دست اول بو بردند كه راه گريزي از بحراني عميق نيست، ترجيح دادند كه مساله را كوچك جلوه دهند. و جهان سرمايه داري كمابيش باور كرد كه چيز جندان مهمي نبوده است و به حيات پرزرق و برق خويش و كسب سودهاي ميليوني و ميلياردي ادامه داد. تا اينكه در سال گذشته سقوط مالي موسسات وام مسكن در ابعادي بسيار گسترده تر روي داد و ديگر قابل انكار كردن نبود. اكنون بحران و ورشكستگي بسيار بسيار از حوزه مالي و بانكي فراتر رفته و بخش اعظم اقتصاد كشورهاي اصلي جهان را فراگرفته است و بسرعت رو به گسترش است.

در واقع سرمايه داري طي چند دهه اخير با رشد كم نظيري مواجه شد كه اساس اين رشد بر اعتمادي بي پايه به سيستم مالي و بانكي استوار بود. خود صاحبنظران بورژوايي ميدانستند كه رشد فوق العاده حيرت انگيز و سريع سرمايه ها و ثروتها كه با كنشهاي مالي صورت ميگرفت يك رشد بسيار خطرناك است و بهمين دليل نيز اصطلاح "رشد باد كنكي" را براي آن بكار ميبردند. اما تا زماني كه سودها و پولهاي كلان از راه ميرسيد همه كس در صفوف "بيزينس من ها" ترجيح ميداد كه با جريان حركت كند. يك سيتم كامل بر اساس همين "اعتماد به دروغ" ساخته شد. آن چيزي كه ماركس آنرا سرمايه تخيلي و مجازي ناميده بود به اوج خود رسيد. كارگران و مردم در واقعيت هرروز فقيرتر ميشدند اما باور ميكردند كه داراي قدرت خريد بيشتري نسبت به قبل هستند. عقده هاي محروميت با امكان وام گرفتن و خريد كردن تسكين مي يافت. تئوري ها و تئوريسين هاي جديدي پا به عرصه وجود گذاشت كه تمام قوانين معمول اقتصادي را نفي ميكرد. گفتند دوره اينترنت ديگر مشكل بحرانهاي ادواري را كه ماركس گفته بود و مدام تاييد شده بود تمام كرده است. دنياي سرمايه داري را با دنياي رونق و رشد يكسان گرفتند. و بدينسان حبابي به پهنه جهان رشد كرد و متورم شد. اينترنت محور اصلي رشد اين حباب بود كه به آن ابعادي جهاني و باورنكردني داده بود. موسسات مالي كه اينچنين رشد كرده بودند بر تمام عرصه هاي اقتصاد چنگ انداختند. "بابل دات كام" يا حباب دات كام! و به ناگهان اين حباب تركيد. بهره ها افزايش يافت و صدها و ميليونها نفر از پرداخت قسط وامهايشان ناتوان ماندند. در عرض يك ماه چند ميليون نفر از مردم در چند كشور اصلي سرمايه داري ورشكست شدند و خانه هايشان تصاحب شد و به صف بيخانمانها پيوستند. بيكارسازيها ابعاد چند ده هزار نفره به خود گرفت و ادامه دارد. ابعاد خودكشي چندين برابر شد. اعتماد رخت بربست. و سرمايه داري بي حفاظ شد. اين بطور خيلي فشرده و شماتيك داستان معضلي است كه رو درروي گروه بيست قرار گرفته است.

كنفرانسي براي باز گرداندن اعتماد كاذب
كنفرانس گروه بيست براي معضل موجود هيچ راه حلي ندارد. هيچ سرمايه دار و تحليل گر و تئوريسين بورژوايي براي اين بحران راه حل ندارد. اين همان بحران ذاتي سرمايه داري است كه ماركس آنرا گريز ناپذير ناميده بود. اين همان بحران كاهش نزولي نرخ سود است كه سرمايه داري با يك سيستم مجازي تلاش كرده بود آنرا خنثي كند و دور بزند. اين بحران در عصر اينترنت و گلوباليزاسيون سريعا ابعادي جهاني بخود گرفته است. اما هنوز براي همه مردم جهان ابعاد واقعي آن محسوس نشده است. آنچه گروه بيست ميخواهد انجام دهد اينست كه همان اعتماد كذايي يا بهتر است بگوييم همان اعتماد كاذب را به ميان كل جامعه ببرد. هم سرمايه داران و هم مردمي كه دارند بيخانمان ميشوند به چنين دروغي نياز دارند. پاسخ اين بحران آشكارا كنار زدن سرمايه داري و برپايي يك نظام انساني و سوسياليستي است. اين را امروز بروشني ميتوان نشان داد. اما اگر آلترناتيو ديگري بطور بلاواسطه در چشم انداز وجود ندارد ظاهرا بهتر است با دروغ زندگي كرد و به آينده اميدي كاذب بست يا به آينده اي كاذب اميد بست. اين راهي است كه سرمايه ميتواند به سود اندوزي خود ادامه دهد. احساس داشتن قدرت خريد از جانب ميليونها نفر از مردمي كه به فقري عميق كشيده شده اند راه حلي است كه گروه بيست دنبال ميكند. وام بدهيد! وام بگيريد. و بخريد و بفروشيد! اين پايه برون رفت سرمايه داري از بحران كنوني تعريف شده است. اما حتي اگر چنين واقعيتي هم اتفاق بيفتد كه به سادگي امكان پذير نيست، اين به معناي آنست كه بيماري مزمن نظام بر سر جاي خود باقي است. آنچه نيوزويك نوشته است كه "ما به سيستم تازه و اقتصاد تازه و ارزشهاي تازه اي نياز داريم" همه ميدانند كه حقيقت دارد. اما همه در عين حال ميدانند كه اين سرمايه داري و سرمايه داران و مقاماتشان نيستند كه ميتوانند به اين نياز پايه اي و اساسي پاسخ دهند. بلكه نيروهاي ضد سرمايه داري و ضد استثمار و ضد نظام متكي بر دروغ و ريا و ستم و استثمارند كه پاسخ را دارند و خواهند داد. اما اجلاس "سران" از پرداخت و ارائه همين دورغ بزرگ هم عاجز است. چندين تريليون دلار تا كنون براي نجات موسسات مالي بحران زده تزريق كرده اند تا به مشتريان بگويند به اينها اعتماد كنيد. اين اجلاس نيز قرار است ٢ تريليون دلار ديگر خرج كسب اعتماد كاذب نمايد. اما اجلاس سران در عين حال اجلاس رقباست. اجلاس نيروهايي است كه طي سالها در گوشه و كنار جهان مدام به يكديگر پشت پا زده اند تا سرمايه ها و سرمايه داران مورد علاقه خودرا جلو بكشند. امروز براي رسيدن به توافق بايد در مورد كارهاي گذشته خود به يكديگر حساب پس بدهند. از چيزهايي عقب بنشينند. به چيزهايي اعتراف كنند. اينجاست كه بايد در مورد موفقيت اجلاس گروه ٢٠ بايد بطور جدي ترديد كرد. همه كس ميداند و گفته است كه دوره سروري ايالات متحده تمام شده است. آيا باراك اوباما ميتواند با متانت و لبخند اين واقعيت را بپذيرد و به حاكمين كشورش بقبولاند؟ هم اكنون سران كشورهاي فرانسه و آلمان تهديد به خروج از اجلاس كرده اند. اوباما به همين دليل ميگويد "بايد دعواهاي كهنه را كنار گذاشت و دست بكار حل معضل شد". روسيه ميخواهد كه فشارها از روي آن برداشته شود. چين ميخواهد متناسب با جايگاه اقتصاديش نقش سياسي در سطح جهان ايفا كند. و همينطور الا آخر. كل فضا و وضعيت موجود نشان ميدهد كه اجلاس گروه بيست حتي در ارائه يك دروغ يك دست و قابل باور كردن عاجز خواهد ماند و يه يك بيانيه كلي رضايت خواهد داد. و بحران با تمام هيبت ترسناكش ادامه خواهد يافت تا زماني كه واقعيت به همگان بگويد راه ديگري جز كنار زدن اين نظام نيست.*

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed


0 نظرات:

ارسال یک نظر

برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.

 

Copyright © 2009 www.eshterak.net