لینک جدید اشتراک

www.eshterak.info

‏نمایش پست‌ها با برچسب بهرام رحمانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهرام رحمانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۱۱/۲۷

بهرام رحمانی / مبارزه کارگران، دستمزدها، بیکاری و بحران اقتصادی!

bamdadpress@wnit.nu

ریيس هيات مديره سنديكای صنعت برق در تاریخ 1388/11/26، در گفتگویی با ايلنا، خبر تکان¬دهنده¬ای داده است: «نهصد هزار نفر از كارگران صنعت برق در آستانه بی¬كاری قرار دارند... صنعت برق 5 ميليارد دلار از دولت طلب دارد... بسياری از توليدكنندگان يا تعطيل هستند و يا با بخش اندكی از ظرفيت توليد كار می‌كنند... در حالت اضطرار هستيم و خيلی از مديران ما فراری شده‌اند... بازار صادراتی در معرض خطر قرار دارد...»
ریيس هيات مديره سنديكای صنعت برق، گفت: متاسفانه رقم بدهی¬‌های دولت به ما آن¬قدر سنگين شده كه در صورت عدم چاره¬جويی واحدهای توليد كننده مجبور به تعطيلی خواهند بود و بيش از نهصد هزار نيروی كار كه مستقيم و غيرمستقيم در اين صنعت مشغول به كار هستند، در معرض بی¬كاری قرار دارند.
او در توضيح اين مطلب افزود: چون دولت طلب‌های ما را به موقع نداده ما نتوانسته‌ايم وام‌هايمان را تسويه كنيم و بدهی¬‌مان به سيستم بانكی بسيار سنگين شده است. از اين¬رو ما از سوی بانك‌ها تحت فشار شديد هستيم و بين خود اعضا نيز دعوای حقوقی در جريان است. او ادامه داد: بدهی وزارت نيرو به ما حدود 5 هزار ميليارد تومان است كه 40 درصد از اين مبلغ را شركت مپنا به ما بدهكار است.
او گفت: خريدار 99 درصد از توليدات ما دولت است. وزارت نفت و نيرو عمده‌ترين مشتريان ما هستند اما وقتی كالا را می¬‌خرند و پول نمی¬‌دهند تعادل ما بر هم می¬‌خورد. اين بحران سبب شده بازار صادراتی ما نيز در معرض خطر قرار گيرد. ما با بحران‌های كارگری مواجه شده‌ايم. هر چند سعی كرده‌ايم خطوط توليد را كامل تعطيل نكنيم اما در برخی واحدها با اعتراضات كارگران مواجه‌ايم. مثلا در شركت آونگان كه به طور كامل تعطيل شد، برنامه‌ای برای صادرات به پاكستان طرح‌ريزی شده بود اما اين شركت هر روز شاهد تظاهرات كارگری است و به طور كامل تعطيل شده است. كارگرانی كه حقوق هم نگرفته¬اند دست روی مواد اوليه موجود در اين شركت گذاشته‌اند و نمی¬‌گذارند آن را خارج كنيم در نتيجه ما با مشكلاتی مواجه‌ايم.
او پيش‌بينی كرد اگر مشكل به زودی حل نشود بحران خاموشی از راه برسد و گفت: ما خواستار آن هستيم كه برای پرداخت حقوق كارگران بخشی از مطالبات¬مان را از دولت بگيريم. در ضمن سئوال ما اين است كه وقتی بانك‌ها از ما به خاطر تاخير بهره می¬‌گيرند چرا مطالبات ما از دولت مشمول بهره ديركرد نمی¬‌شود.

شکی نیست که هر بحران اقتصادی، قبل از هر کس زیست و زندگی مزدبگیران و مردم محروم و خانواده آن-ها را پریشان می¬کند. به بیان دیگر، سیستم سرمایه¬داری به محض این که دچار بحران اقتصادی می¬شود، با راه انداختن تعدیل نیروی کار و بی¬کارسازی¬های وسیع، منجمد کردن دست¬مزدها، بالا بردن قیمت اجناس و مایحتاج ضروری مردم در بازار و فشار زیاد بر شاغلان، افزایش ساعات کار و غیره، آوار بحران اقتصادی خود را بر سر کارگران و خانواده آن¬ها ویران می¬سازد.
در حال حاضر بر اساس آمارهای رسمی، تولید نفت ایران به بیش از یک میلیون بشکه کم¬تر از سهمیه اوپک رسیده است. بحران سیاسی فزاینده در جامعه ایران از یک¬سو و تحریم¬های اقتصادی از سوی دیگر، اجازه سرمایه¬گذاری به شرکت¬های خارجی نمی¬دهد، صنعت نفت فرسوده شده است. بودجه دولت که بخش عمده آن به جیب سپاه و بسیج و سران حکومت و اطرافیان آن¬ها می¬ریزد، اکنون با کسر بودجه کلانی نیز روبرو است. گفته می¬شود صنایع نفت ایران به 500 میلیارد دلار سرمایه¬گذاری خارجی نیاز دارد.
در حالی که مقامات و ارگان¬های حکومت اسلامی، سعی می¬کنند آمارها را تعدیل کرده و ابعاد آن را هر چه بیش¬تر محدود نشان دهند اما همین آمارها نیز از روند بحران گسترده خبر می¬دهند. بحرانی که می¬تواند به انفجار ناگهانی جامعه بیانجامد. حتا بخش زیادی از سرمایه¬داران نیز به دلیل این که اعتمادی به آینده حکومت اسلامی و تثبیت اوضاع کشور ندارند پول¬هایشان را از بانک¬ها بیرون می¬کشند و به خارج کشور منتقل می¬کنند. اخیر مردم عادی نیز با شنیدن بحران اقتصادی، برای خارج کردن پس اندازهای خود به بانک-ها هجوم آوردند. حتا لیست اسامی بسیاری از مقامات حکومتی نیز در رسانه¬های فارسی زبان و بین¬المللی منتشر شده است که با خیزش اخیر مردم ایران و به دلیل نگرانی از آینده حاکمیت خود، مبالغ کلانی از ثروت-های کشور را به حساب¬های شخصی خود در کشورهای غربی و یا کشورهای همسایه ایران انتقال داده¬اند. برای نمونه، چند ماه پیش رسانه¬های ترکیه و ایران خبر دادند که مبلغ «ناچیز» 5/18 میلیارد دلار پول نقد دلار و شمش طلا از طریق ایران وارد ترکیه شده بود توسط دولت این کشور ضبط شده است. در حالی که دولت ایران، مدت¬ها در این مورد سکوت کرد و هنگامی که حبرنگاران در این مورد از احمدی¬نژاد سئوال کردند، جواب منحرف¬کننده¬ای داد.
برای نمونه، در خبرها آمده است که دولت انگلستان، حساب بانکی‌ «مجتبی خامنه‌ای» پسر علی خامنه¬ای، رهبر حکومت اسلامی را در یکی‌ از بانک‌های لندن به مبلغ ۱ میلیارد و ششصد میلیون دلار مسدود کرده است. گفته می¬شود حساب¬های مشابهی در آلمان به مبلغ ۸۰۰ میلیون دلار به نام مجتبی‌ تهرانی‌ و ۷۴۰ میلیون دلار به نام فردی به اسم شجونی وجود دارد. این رقم تنها گوشه کوچکی از انبوه حساب¬ها و سرمایه¬گذاری¬های کلان سران و آقازاده¬های حکومت اسلامی در بانک¬های غربی است. گفته می¬شود مجتبی خامنه¬ای، در همه جنایات پدرش هم¬فکر و همراه ایشان است. مجتبی، چهل ساله است و مافیای ایثارگران و انصار را اداره می¬کند. مجتبی مجتهد است و در منابع اجتهادی و فقاهتی نیز نفوذ دارد هم¬چنین گفته می¬شود که رهبری حکومت اسلامی، او را به عنوان جانشین پدرش مدنظر دارد.
بنا به گزارش سایت کلمه، یک¬شنبه 18 بهمن 1388، بحران بی‌¬سابقه اقتصادی کشور پس از پایان جنگ در حالی ایجاد شده است که دولت طی چهار سال اخیر از درآمد نجومی ارزی معادل ۳۷۰ میلیارد دلار برخوردار بوده است.
در چنین موقعیتی، یک عضو کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران با اعلام اين که خط فقر را 900 هزار تومان می¬‌دانيم، گفته است: بر همين اساس، دست¬مزد کم¬تر از 500 هزار تومان در سال آينده معيشت خانوار کارگری 4 نفره و بيش از آن را به مخاطره می¬‌اندازد. علی اکبر عيوضی، در گفتگو با خبرگزاری حکومتی مهر، از برگزاری جلسات و نشست¬های متعدد بين نمايندگان کارگران در استان¬های مختلف برای تعيين «بهترين؟» دست¬مزد کارشناسی شده و پيشنهاد آن از طريق شورای عالی کار خبر داد و گفت: با تمام اين تفاسير اگر يک خانوار کارگری 4 نفره در سال آينده کم¬تر از 500 هزار تومان دريافتی داشته باشد، معيشت آنان تامين نمی¬شود چون اين رقم حدود 50 درصد کم¬تر از خط فقر 900 هزار تومانی است.
وی، با طرح اين سئوال که چگونه ممکن است گوشت قرمزی که در سال گذشته کيلويی 80 هزار ريال و در سال جاری به 190 هزار ريال رسيده است، باعث کاهش نرخ تورم شده باشد؟، گفت: همه می¬دانيم که بانک مرکزی در سال گذشته و در کم¬تر از يک هفته نرخ تورم را کاهش داد.
همه ساله در ماه¬های پایانی سال، بحث اجرای ماده 41 قانون کار جمهوری اسلامی ایران و افزایش دست-مزد کارگران، در محافل تصمیم‌¬گیری و قانون¬گذاری و کارگری مطرح می‌شود و مهم¬ترین بخش این مباحث، ضرورت افزایش دست¬مزدها مطابق با رشد تورم در کشور است. در ماده 41 قانون کار جمهوری اسلامی ایران آمده است:
«شورای عالی کار همه ساله موظف است میزان حداقل مزد کارگران را برای نقاط مختلف کشور یا صنایع مختلف با توجه به معیارهای ذیل تعیین نماید:1- حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌شود. 2- حداقل مزد، بدون آن که مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی‌¬های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد، باید به اندازه¬‌ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می¬‌شود را تامین نماید.» در این ماده از قانون کار، تورم در کشور، هم¬چنین تامین زندگی کارگران و خانواده¬‌هایشان دو نقش کلیدی و اساسی را در افزایش دست-مزدها بازی می‌کنند. جالب است که درصد تورم و خط فقری که از سوی مقامات رسمی و آماری کشور اعلام می¬‌شود، هر چند در سطح پایینی اعلام می¬شود اما همواره از افزایش دست¬مزد کارگران بیش¬تر است.
اگر قرار است حتا بر اساس اجرای ماده 41 قانون کار دست¬مزدها افزایش یابد، شورای‌ عالی کار حکومت اسلامی ایران باید حقوق کارگران را بر اساس تورم موجود در کشور تعیین کند، باید بین 700 هزار تا یک میلیون را مورد تصویب قرار دهد. چگونه ممکن است آمار رسمی بانک مرکزی دولتی، خط فقر را معادل 700 تا 900 هزار تومان اعلام کند، ولی در تعیین حداقل دست¬مزد کارگران، رقمی حدود 265 هزار تومان در نظر گرفته شود؟
یك نماینده مجلس اسلامی نیز گفته است: «اميدواريم امسال دست¬مزدی تعيين شود كه كارگران را به خط فقر برساند زيرا امروزه كارگران در آرزوی فقيرشدن هستند تا از دست¬مزد ٢٠٠ هزار تومانی به دست¬مزد ٦٠٠ هزار تومانی برسند.» سپس این نماینده می¬افزاید: «كارگران با این حقوقی كه می¬گیرند شرمنده خود و خانواده¬هایشان هستند»!
جالب است، مملکتی که دومین کشور تولیدکننده گاز و چهارمین کشور فروشنده نفت در جهان است و کشور بزرگی که همه نعمات مادی برای زندگی بشر در آن موجود است، سهم طبقه كارگر نه تنها سهمی ناچيز، بلکه سرکوب و زندان و شکنجه و اخراج از کار و تحمیل بی¬حقوقی به همه خانواده¬های کارگری و فقیر است. در نزد سرمایه¬داران و حکومت اسلامی حامی سرمایه، کارگران همواره محکوم به استثمار وحشیانه و زندگی در عمق فقر و فلاکت هستند. چرا که هر چه دست¬مزد کارگر کم¬تر باشد و تعداد فقرا در جامعه نیز روزافزون باشد به همان نسب نیز سود بیش¬تری نصیب سرمایه¬داران می¬گردد.
تصویب حداقل دست¬مزد پایه کارگران از آغاز سال 1389، حتا اگر به گفته این نماینده مجلس، 600 هزار تومان هم تعیین شود باز هم بهبودی در زیست و زندگی کارگران و خانواده آن¬ها به وجود نخواهد آورد. چرا که از هم¬اکنون کالاهای اولیه مورد نیاز مردم، در حد سرسام¬آوری گران و هم¬چنان تورم و گرانی در حال گسترش است. بنابراین، حتا اگر دست¬مزدهای موجود چندین برابر هم افزایش یابد خانواده¬های کارگری از دغدغه و نگرانی روزمزه رها نخواهند شد. در حالی که سرمایه¬داران و حکومتیان برای خود دنیای دیگری ساخته¬اند: با ثروت¬های بادآورده هنگفت خود نمی¬دانند چکار بکنند، سطح زندگی بسیار بالا در ویلا و خانه بزرگ با باغ و استخر در مناطق خوش آب و هوای شهر، ماشین¬ها آخرین مدل، سفر و تفریح¬های داخلی و خارجی و خوش¬گذرانی و ... اما هنگامی که بحث بر تعیین حداقل دست¬مزد کارگران و تصمیم¬گیری در مورد آن است نمانیدگان همین سرمایه¬داران و دولت آن¬ها،¬ هم دست می¬شوند تا هم¬چنان سطح دست¬مزدها را پایین نگه دارند تا سود بیش¬تری نصیب¬شان گردد؛ ماهیت واقعی خودشان را به آشکارترین شکلی به نمایش می¬گذارند. بنابراین، آن¬ها به دلیل منافع آشکار سرمایه¬داری¬شان در پایین نگه داشتن سطح دست¬مزدها، به هیچ¬وجه صلاحیت تعیین سطح حداقل دست¬مزد کارگران را ندارند.
تنها مرجعی که برای تعیین دست¬مزد پایه و افزایش آن بر اساس نیاز خانواده¬های كارگری و تورم واقعی صلاحیت دارد نه نمایندگان کارفرمایان و دولت و شوراهای اسلامی کار، بلکه‌ خود کارگران و نمایندگان منتخب مجامع عمومی آنان است که سطح دست¬مزدها را با در نظر گرفتن نیازهای خانواده¬های کارگری و براساس تورم و گرانی واقعی در بازار تعیین می¬کنند و با مبارزه متحد و متشکل توده کارگران، حداقل دست¬مزدها و دیگر مطالبات خود را به سرمایه¬داران و دولت آن¬ها تحمیل می¬کنند. در نشست¬های سه جانبه¬ای که در روزهای پايانی هر سال نمایندگان دولت، کارفرمایان و به اصطلاح کارگران برگزار می¬شود تا درباره سرنوشت دست¬مزد پایه کارگران یک کشور 75 میلیونی تصمیم بگیرند، نمایندگان واقعی کارگران در آن حضور ندارند. آن نماینده¬ای هم که به عنوان نماینده کارگران معرفی می¬گردد در واقع مسئولین ارگان¬های پلیسی خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در درون طبقه کارگر هستند و همواره منافع حکومت را در نظر می¬گیرند نه توده کارگران را. بنابراین، تا روزی که این شیوه تعیین حداقل دست¬مزد کارگران ادامه دارد سهم کارگران و خانواده آن¬ها از ثروت¬های بی¬کران مملکت و ثروت¬هایی که کارگران شبانه روز تولید می¬کنند باز هم جز درد و رنج و غم چیز دیگری نخواهد بود.
بانك مركزی حکومت اسلامی، خط فقر خانوار را 780 هزار تومان برآورد كرده است‌، مركز آمار نیز 47 ميليون نفر را در قالب خانوار 6 نفره دارای درآمد كم¬تر از 780 هزار تومان اعلام كرده است.
بنا به گزارش ايلنا، نماينده فلاورجان، درگفتگو با ايلنا، با اعلام اين كه حداقل دست¬مزد كارگران ‌كه يك زندگی آبرومندانه را اداره كند بالای 400 هزار تومان است، درباره بحران صنایع نیز گفت: در شرايط فعلی بسياری از كارخانجات بين يك ماه تا يك سال دست¬مزد كارگران را پرداخت نكرده¬اند گفت: تصور كنيد كه حقوق كارگری 263 هزار تومان يعنی يك سوم خط فقر باشد و 5 ماه هم دريافت نكند، ببينيد خانواده اين كارگر بخت برگشته در چه شرايطی به سر می¬‌برد.
موسوی لارگانی، از بحران اقتصادی در واحدهای صنعتی و توليدی ‌كشورخبر داد و گفت: در شرايطی كه درهای اقتصاد كشور به روی كالاهای خارجی به ويژه از نوع بی¬‌كيفيت چينی باز باشد توقع داريد يك كارفرما بتواند از عهده مخارج توليد و كارگاه از جمله افزايش دست¬مزد كارگران برآيد. وی، از بحران در كارخانجات ذوب‌آهن كشور خبر داد و گفت: اكنون بسياری از كارخانجات ذوب‌آهن، انواع محصولات آهني را در حجم بالا توليد و انبار كرده‌اند اما بازار فروشی نيست.
هم¬چنین مطابق تازه¬‌ترين اعلام مركز آمار ايران، 47 ميليون ايرانی به طور سرانه روزانه كم¬تر از 4 هزار و 300 تومان درآمد دارند. اين رقم نتيجه تازه¬ترين اظهارات رييس مركز آمار ايران است كه گفته است: «درآمد خانواده شش نفری در خوشه يك، كم¬تر از 473 هزار تومان است. خانوار شش نفره¬ای كه درآمدش بين 473 هزار تومان تا 788 هزار تومان است در خوشه دو قرار می¬گيرد. در خوشه نخست حدود 30 ميليون نفر قرار دارند. در خوشه دوم هم 17 ميليون و ششصد هزار نفر قرار دارند.»
بدين ترتيب، درآمد روزانه حدود 30 ميليون نفر كم¬تر از 2 هزار و 600 تومان است و درآمد روزانه 17 ميليون نفر ديگر روزانه كم¬تر از 4 هزار و 300 تومان است. می¬توان اين¬گونه نتيجه گرفت كه 47 ميليون و 600 هزار ايرانی روزانه كم¬تر از 4 هزار و 300 تومان درآمد دارند. در اين ميان، 17 ميليون نفر حداكثر حق هزينه كرد 2 هزار و 600 تومان را دارند.
اعلام اين آمار در شرايطی است كه بانك مركزی ايران در سال 85 و در آخرين آمار اعلامی در خصوص خط فقر، خط فقر مطلق يك خانوار 4 نفره شهری را در ماه حدود 300 هزار تومان اعلام كرده بود. اگر تازه¬ترين خط فقر برآورد شده از سوی كارشناسان مستقل مبنی بر 780 هزار تومان برای خانوارهای 5 نفره در سال 87 را كنار بگذاريم(كه از سوی بانك مركزی تاييد ضمنی شده است) باز هم اعلام مركز آمار اعتراف تكان-دهنده¬ای است به رشد جمعيت فقرا در جامعه ايران. چرا كه خانوار 6 نفره با درآمد ماهيانه 788 هزار تومان به معنای درآمد ماهيانه 130 هزار تومان برای هر فرد است. اين درآمد برای خانوار 4 نفره معادل 520 هزار تومان در ماه خواهد شد. در حالی که اگر نرخ تورم 4/18 درصدی سال 86 و نرخ تورم 4.54 درصدی سال 87 را در محاسبات افزايش هزينه خانوارهای فقير وارد كنيم، بدون ترديد خط فقر مطلق خانوار 4 نفره و 6 نفره خیلی بالاتر است. از سوی دیگر، بانك مركزی برای سال 1386، جمعیت فقرا در ایران را 14 میلیون نفر اعلام كرده بود، بی¬شک این رقم در سال 1388، افزایش بیش¬تری پیدا کرده است.
بنابر تعريف، خط فقر مطلق عدم تامين حداقل نيازهای تغذیه¬ای، بهداشتی، آموزشی، مسکن و حمل و نقل يک خانواده است که حداقل غذای مورد نياز يک خانوار ايرانی دو هزار کالری در روز است و اين رقم مبنای محاسبه خط فقر در نظر گرفته شده است.
بر اساس اين تعريف، خط فقر به راحتی قابل محاسبه است. در اين ميان نکته مهم آن است که پرداختن به خط فقر خود به خود دارای ارزش چندانی نيست، بلکه دولت¬ها برای سياست¬گذاری، تصميم¬گيری و برنامه-ريزی¬های موثر برای کاهش فقر و روشن شدن فضای کلی جامعه از نظر فقير و غنی و اين که کارشناسان بتوانند به درستی وضعيت نابرابری در جامعه را تحليل کنند، خط فقر را طبق ميزان درآمد شهروندان تعيين و اعلام می¬کنند. مهم آن است که تعيين خط فقر بتواند دولت¬ها را وادار به فقرزدايی کند.
پاسدار صادق محصولی، وزیر رفاه و امور اجتماعی دولت احمدی¬نژاد، این پاسدار میلیارد دلاری و یکی از سردسته¬های چپاولگران و غارتگران اموال عمومی مردم ایران و اراذل و اوباش حکومتی، آمار و ارقام اعلام شده در مورد خط فقر را رد کرده و می¬گوید در این مورد هنوز کار کارشناسی نشده است، یعنی دولت در این مورد خود را بی¬وظیفه می¬داند؟! در حال حاضر جواب این گستاخی و بی¬تفاوتی مقامات حکومتی در مقابل جامعه را کارگران با اعتصاب خود در کارخانه¬ها، دانش¬جویان در دانشگاه¬ها و مردم و در پیشاپیش همه بی¬کاران و نیروی جوان با راه¬پیمایی و تظاهرات خود در خیابان¬ها نشان می¬دهند. دیر نیست دوره¬ای که این اعتراضات و اعتصابات هم¬زمان سازمان¬دهی شوند و سران حکومت اسلامی را هم¬چون دوران شاه به التماس و ناله و زاری بیاندازند. هر چند همین امروز نیز در هر گوشه¬ای از جامعه ایران اعتراضی بر علیه حکومت رخ می¬دهد جدا از اعتراض سراسری نبوده و هیچ دیوار چینی آن¬ها را از هم جدا نمی¬کند.
دارایی¬های رسمی سردارمحصولی عبارتند از: یک منزل 20 میلیارد تومانی در بهترین نقطه شمال تهران، 200 میلیارد تومان پول نقد در بانک¬های داخل و خارج و یک کارخانه به ارزش 300 میلیارد تومان! سئوال این-جاست که چگونه فردی با این ثروت می¬تواند فقر را درک کند و برای فقرزدایی نیز چاره¬جویی کند؟!

اکنون همه پیش¬بینی¬ها، حتا ارگان¬های امنیتی حکومتی، حاکی از گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری است.
برای نمونه، عده کثیری از کارگران کارخانه لوله¬سازی اهواز، بار دیگر هنگام ورود احمدی¬نژاد به این شهر، تجمع اعتراضی برپا کردند. کارگران لوله¬سازی اهواز در طول مسیر حرکت احمدی¬نژاد، در تاریخ 1388/10/24 با حمل پلاکاردهایی اعتراض خود را نسبت به عدم پرداخت 13 ماه دست¬مزد معوقه آنان اعلام نمودند. کارگران معترض در متن نوشته شده بر پلاکاردها «خواستار پرداخت تمامی دست¬مزدهای معوقه» خود شدند.
قبل این نیز هم¬زمان با ورود محمود احمدی¬نژاد به ورزشگاه حافظیه شیراز، بیش از 500 کارگر معترض شرکت مخابرات راه دور ایران، با ورود به این ورزشگاه و حمل پلاکارد، به سردادن شعارهایی در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود پرداختند. اعتراض این کارگران، محمود احمدی¬نژاد را وادار کرد در پایان سخن¬رانی خود که در میان شمار کمی از استقبال¬کنندگان سازمان¬دهی شده انجام شد، در پاسخ به کارگران معترض شیرازی بگوید: «در صورتی که وزرای صنایع و ارتباطات مشکلات شما را حل نکنند، آن دو را تحویل شما می-دهیم و هر کاری خواستید با آن¬ها بکنید!»
«پارلمان نیوز» پایگاه خبری فراکسیون خط امام در مجلس، سه¬شنبه ۱ دى ۱۳۸۸، از تجمع اعتراضی بیش از 500 تن از کارگران شرکت مخابرات راه دور در ورزشگاه حافظیه شیراز، محل سخن¬رانی احمدی نژاد، خبر داد.
اکنون به جرات می¬توان گفت وضعیت دردناکی که بر زیست و زندگی کارگران کارخانه لوله¬سازی اهواز، کارگران شرکت مخابرات راه دور ایران و خانواده آنان سایه انداخته، شامل حال کارگران بسیاری از کارخانه-های سراسر کشور است.
تاکنون علاوه بر این که هزاران تن از کارگران صنایع مختلف بی¬کار و اخراج شده¬اند، شمار زیادی از فعالان کارگری نیز در شهرهای مختلف بازداشت و با احکام حبس و شلاق روبرو شده¬اند. بسیاری از مراکز تولید و صنعتی در کشور هم تعطیل شده، کارگران آن¬ها سرگردان مانده و مسئولین و مقامات دولتی و ارگان¬های ذیربط آن¬ها جواب¬گوی نیازها و خواست¬های بر حق آن¬ها نیست.
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران جمعیت فعال کشور، ٢٢ میلیون و ٦٠٠ هزار نفر برآورد شده است و نرخ بی¬کاری در کشور حدود 18 درصد است. این در حالی است که آمارهای غیررسمی رقم بی¬کاران کشور را خیلی بیش¬تر از آمارهای رسمی تخمین می¬زنند.
شایان ذکر است که بر پایه شاخص جدید نه فقط یک ساعت کار در هفته، یعنی در زمان آمارگیری، معادل اشتغال فرض شده، حتا سربازان وظیفه نیز به عنوان صاحبان شغل تلقی می¬شوند. کارشناسان بر این باورند که دست¬کم با همین دو نمونه، دولت محمود احمدی¬نژاد توانسته، البته بر روی کاغذ، بیش از ٦ میلیون نفر از شمار بی¬کاران کشور را کم¬تر نشان دهد. یعنی اگر این 6 میلیون را به همان آمار اعلام شده 4 میلیونی بی¬کاران توسط دولت اضافه کنیم رقم بی¬کاران بالغ بر 10 میلیون نفر می¬رسد.
با این حال، مدیرکل بیمه بی¬کاری وزارت کار و امور اجتماعی گفته است که تنها در سال جاری به میزان ١٥ درصد بر شمار مستمری بگیران بی¬کاری افزوده شده و این در حالی است که بخش اعظم کارگران دارای قرارداد موقت - یعنی ٨٠ درصد نیروی کار ایران - محروم از حق بیمه بی¬کاری هستند. در واقع، ٤٠ درصد فقرای شهری و بیش از ٩٠ درصد همین جمعیت را در مناطق روستایی شاغلان تشکیل می¬دهند.
شهرداری منطقه یک خرم آباد، اخیرا اعلام کرده است که در پی استخدام ١٢٠ رفتگر مورد نیاز خود متوجه شد که ١١٣ تن از آنان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده¬اند.
ارقام موجود نشان می¬دهند که واقعه شهرداری منطقه یک خرم آباد، نه رویدادی استثنایی، که در نوع خود آیینه بحران بی¬کاری فراگیری است که بیش از همه علاوه بر جامعه جوان، یعنی بخش تحصیل کرده همین جمعیت را تحت تاثیر قرار می¬دهد و در عین حال از بی¬برنامگی و بی¬تناسبی مفرط میان بازار کار و آموزش عالی کشور پرده برمی¬دارد.
آمار موجود در زمینه پذیرش دانش¬جو از رشد بی¬سابقه شمار دانش¬جویان در سطوح مختلف تحصیلی حکایت دارد: از سال ٨٢ تا سال ٨٧ شمار دانش¬جویان مقطع کارشناسی بیش از 5/2 برابر رشد داشته و برای جلوگیری از ورود آنان به بازار بی¬رمق کار، ظرفیت تحصیلات تکمیلی دانشگاه¬ها نیز به طرز چشم¬گیری گسترش یافته است؛ به طوری که شمار دانش¬جویان کارشناسی ارشد در همین فاصله بیش از دو برابر افزایش یافته است. طبق آمارهای رسمی، تنها در پنج سال گذشته شمار دانشگاهیان بی¬کار معادل ٦٦ درصد بیش¬تر شده است.
در حال حاضر ٨٧ درصد بی¬کاران ایران را جوانان تشکیل می¬دهند. به بیان دیگر، سه چهارم جوانانی که بین شانزده تا سی سال سن دارند فاقد کار هستند. در این میان، به اعتراف وزیر علوم و آموزش عالی جمهوری اسلامی، سالانه تنها بین ١ تا 5/1 میلیون فارغ¬التحصیل به شمار متقاضیان کار اضافه می¬شود و بر پایه آمار رسمی ٤٥ درصد کل بی¬کاران ایران را دانش¬آموختگان این کشور تشکیل می¬دهند.
با این همه، پی آمدهای بی¬کاری به خود بی¬کاران محدود نشده، بلکه ٤٠ درصد جمعیت کل کشور یعنی بیش از ٢٨ میلیون نفر را تحت¬الشعاع قرار داده و به زیر خط فقر مطلق و نسبی فرونشانده است.
بر اساس پیش¬بینی¬ها جمعیت جوان ایران تا سال ١٤٠٠ بالغ بر ٦١ میلیون نفر خواهد شد و در صورتی که مسئولین حکومتی، تنها بخواهند نرخ بی¬کاری کنونی را که بین ١٨ تا ٢٠ درصد جمعیت فعال برآورد می¬شود حفظ کنند، ناگزیرند ٢٩ میلیون فرصت شغلی در یازده سال آینده به وجود آورند. با این حال، آمار رسمی نشان می¬دهد که اقتصاد دولتی ایران در پنج سال گذشته با صرف صدها میلیارد دلار درآمدهای نفتی نه تنها متناسب با نیاز جامعه شغل ایجاد نکرده، بلکه دست¬کم ٣٠٠ هزار فرصت شغلی موجود را نیز از بین برده است.
با این حال، اگر تنها حدود 8/2 درصد بی¬سوادان کشور بی¬کار به شمار می¬روند، متوسط بی¬کاری تحصیل-کردگان 15/4 درصد است و حدود ٧٦ درصد شاغلان دارای مداراک دانشگاهی هیچ تناسبی میان شغل و رشته تحصیلی خود مشاهده نمی¬کنند. به عبارت دیگر، نرخ بی¬کاری فارغ¬التحصیلان دو برابر نرخ بی¬کاری افراد زیر دیپلم یا بی¬سواد است و ٧٩ درصد بی¬کاران کل کشور هرگز موفق به پیدا کردن کار نشده¬اند.
فقدان فرصت شغلی برای تحصیل¬کردگان از جمله عوامل تعیین¬کننده فرار مغزهاست که سالانه شامل ١٠٠ تا ٢٢٥ هزار نفر از متخصصان و تحصیل¬کرده¬های ایران می¬شود.
بحران بی¬کاری به ویژه بی¬کاری فارغ¬التحصیلان و جوانان که اکثریت جامعه را تشکیل می¬دهند را به یک نیروی دائما معترض بدل کرده که مناسبات قدرت را متزلزل می¬سازند. باین ترتیب، می¬توان گفت که پیشگام اصلی تظاهرات¬ و راه¬پیمایی¬های خیابانی، همین نیروی بی¬کار و جوان کشور هستند که هیچ امیدی به پیدا کردن کار مناسب و تشکیل زندگی مستقل در حاکمیت حکومت اسلامی ندارند از این¬رو، به طور پیگیر برای برچیده شدن بساط این حکومت جانی مبارزه می¬کنند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز اقرار کرده¬اند که ٨٠ درصد مراجعات مردم به آن¬ها مربوط به تقاضای شغل است. در همین مورد، محمدرضا ملکشاهی، نماینده خرم آباد در مجلس اسلامی، تصریح کرده است که «بخش غالب همین مراجعه کنندگان بیش از همه از وجود فساد و تبعیض و به اصطلاح «پارتی بازی» و اعمال نفوذ در امور استخدامی شکایت می¬کنند.»
این نماینده مجلس، می¬افزاید: «شکایت مردم گویای حقیقت است، زیرا شرکت¬های شبه دولتی یا خصوصی که طرف قرارداد با دولت هستند اقوام خود را به کار می¬گمارند.»
سازمان شفافیت بین¬الملل نیز در آخرین گزارش خود اعلام کرده است که ایران با ٢٧ پله سقوط در سال جاری در زمینه فساد و عدم شفافیت به رتبه ١٦٨ در میان ۱٨٠ کشور جهان نزول کرده است. در این رده-بندی، ایران با آخرین کشور این فهرست، یعنی سومالی، تنها ١۵ پله فاصله دارد.
بر اساس آماری که از سوی صندوق بین¬المللی پول منتشر شده، ایران از سال 2007 تا 2008 بین 187 کشور از جایگاه 131 با چهار درجه تنزل به جایگاه 135 رسیده است. بنابراین، فضا برای کسب و کار در ایران، نه تنها بهبود نیافته، بلکه رشد سرمایه‌¬گذاری و رشد اقتصادی هم اتفاق نیفتاده است. پس هیچ یک از برنامه¬های اقتصادی دولت، هیچ نفعی برای کارگران و محرومان جامعه در برنداشته است.
خبرگزاری حکومتی فارس، سه¬شنبه 5 آبان 1388، نوشت: موسسه مطالعاتي لگاتوم با معرفی شاخص جديدی به نام شاخص رونق، رتبه ايران در ميان 104 كشور در اين شاخص را 94 اعلام كرده است.
موسسه مطالعاتی لگاتوم، شاخص جديدی را با نام «شاخص رونق» برای مقايسه كشورهای جهان ارائه كرده است. اين شاخص دربرگيرنده مفهوم كلی رونق به معنای برخورداری از ثروت مادی و كيفيت زندگی است. شاخص مذكور در واقع حاصل تركيب ميزان رونق اقتصادی و كاميابی اجتماعی در هر كشور است و بر پايه 9 فاكتور تهيه است كه عبارتند از: رشد و بنيان¬های اقتصاد كلان، كارآفرينی و ابتكار، نهادهای دموكراتيك، آموزش، بهداشت، امنيت و ايمنی، نحوه اداره حكومت، آزادي فردی، و سرمايه اجتماعی.
در گزارش سال 2009، 104 كشور از نظر شاخص رونق مورد بررسی قرار گرفته¬اند كه فنلاند در راس اين رده¬بندی و زيمبابوه در انتها قرار گرفته¬اند.
ايران نيز در اين رده¬بندی جايگاه 94 را به خود اختصاص داده است. رتبه ايران در 9 فاكتوری كه مبنای تهيه اين شاخص بوده است نيز عبارت است از: رشد و بنيان¬های اقتصاد كلان 79، كارآفرينی و ابتكار 69، نهادهای دموكراتيك 93، آموزش 59، بهداشت 70، امنيت و ايمنی 88، نحوه اداره حكومت 102، آزادی فردی 101، و سرمايه اجتماعی 82.
كشورهای فنلاند، سوئيس، سوئد، دانمارك، نروژ، استراليا، كانادا، هلند، آمريكا و نيوزيلند به ترتيب ده كشور نخست دنيا از نظر شاخص رونق هستند.
كشورهای زيمبابوه، سودان، يمن، آفريقای مركزی، كامرون، پاكستان، نيجريه، تانزانيا، الجزاير و كنيا نيز ده كشور آخر اين فهرست اعلام شده¬اند.
در دورانی که قیمت نفت به طور بی¬سابقه¬ای بالا رفت و میلیاردها دلار بیش از پیش¬بینی¬های دولت به صندوق¬اش واریز شد هیچ تغییر جدی در سرمایه¬گذاری، رشد صنایع و گسترش اشتغال و هم¬چنین کاهش تورم و گرانی به بار نیارود. حال قیمت نفت نسبت به سال¬های قبل پایین آمده و بحران سرمایه¬داری نیز جهانی شده است و ایران نیز از این بحران متثنی نمی¬باشد اکثریت مردم کشور نیز به لحاظ اقتصادی در شرایط بسیار سخت¬تری نسبت به گذشته قرار دارند.
از سوی دیگر، به دلیل این که فضای مناسبی نیز برای سرمایه‌¬گذاری در اقتصاد ایران وجود ندارد سرمایه-گذار سرمایه خود را از ایران به کشور امن¬تری انتقال می¬دهد. در فضایی که ایران را بحران سیاسی فراگرفته، فرار سرمایه¬ها به خارج کشور نیز سرعت بیش¬تری گرفته است. بنابراین، دولت آوار این بحران¬های خود را بر سر مزدبگیران و خانواده¬های آنان فرو می¬ریزد.
در شرایط کنونی جامعه ایران، راه سهل¬تر و مطمئن¬تر برای سرمایه¬داران، نه سرمایه¬گذاری در بخش صنایع، بلکه سرمایه¬گذاری بر بازار مصرفی 75 میلیونی کشور است. یعنی برای سرمایه¬دار و شرکت¬های واردکننده کالاهای خارجی به ایران، با صرفه¬تر است که کالا وارد کنند. چرا که هم به سرعت پول خود را وصول می¬کنند و هم سود بیش¬تری به جیب می¬زنند و با اعتراض و اعتصاب کارگری هم روبرو نمی¬شوند. واردات و صادرات ایران، عمدتا در دست نیروهای مافیایی دولت و به ویژه شرکت¬ها و موسسات وابسته به سپاه پاسداران است. بنابراین، در این¬جا هم دولت و هم سپاه از یک¬سو با وارد کردن انبوهی از کالاهای مورد نیاز جامعه، صنایع داخلی را به ورشکستگی کشیده¬اند و هم از این طریق کسب سود بیش¬تر در تلاشند فقط بنیه ماشین دولتی و نظامی قوی¬تر کنند و از وظایف خود در قبال جامعه سر باز زده¬اند. چرا که سران حکومت اسلامی، اعتمادی به آینده و بقای حاکمیت خود ندارند اهمیتی به سرمایه¬گذاری¬های درزامدت و آینده کشور نمی¬دهند.
از سوی دیگر، بر اساس آمارها و تحلیل کارشناسان اقتصادی، هنگامی که در بازار ایران بالای 200 هزار میلیارد تومان نقدینگی وجود دارد، اصولا کمابیش به همین اندازه نیز تقاضای کل وجود دارد. رشد میزان نقدینگی در برخی از این سال¬‌ها تا 40 درصد هم رسیده است در حالی که در بهترین وضعیت رشد تولید کشور، در حد پنج درصد باقی مانده است. دولت برای این که بتواند فاصله عرضه کل¬(تولید) و تقاضای کل-(نقدینگی) را جبران کند، به واردات روی ‌آورده است. این نقدینگی در دست عده معدودی سرمایه¬دار و افراد خاصی است و توزیع شده در دست آحاد مردم نیست. آن عده خاص یا وابسته به دولت و نظامیان و نزدیکان آن¬ها هستند و یا نیمه دولتی و غیردولتی¬اند محاسبه می¬‌کنند و تصمیم می¬گیرند که این نقدینگی را به کجا ببرند که سود بیش¬تری داشته باشد.
در خصوص واگذاری¬‌های اصل 44، عملا آنچه که بیش از همه به چشم می¬خورد و قابل پرده¬پوشی نیست تحت عنوان واگذاری به بخش خصوصی، صنایع مادر و کلان کشور در واقع توسط بنگاه¬‌های بزرگ دولتی، به بنگاه‌¬های نیمه دولتی و شبه دولتی و نظامی با قمیت بسیار پایینی واگذار می¬شود.
این وضعیت هم هر چه بیش¬تر به نابودی صنایع داخلی و بی¬کاری کارگران آن منجر شده است. یعنی در واقع سرمایه¬داران و دولت آن¬ها سود خود را می¬برند در حالی که کارگر و خانواده¬اش در معرض بحران¬های اجتماعی و استثمار شدید و فقر و گرسنگی فزاینده¬ای قرار دارند.
در چنین شرایطی، طبیعی¬ست که اعتصابات کارگری از رشد چشم¬گیری برخوردار باشد. در گزارش منتشره به نقل از کمیته امنیت حکومت اسلامی، از گسترش اعتصابات کارگری که این روزها در کارخانه¬ها، شرکت-های دولتی و یا نیمه دولتی برگزار می¬گردد، ابراز نگرانی شدید نموده است.
در گزارش مذکور آمده است تهران و شهرهای دیگر ایران به دلیل سیاست¬های اقتصادی دولت شاهد بحران کارگری است. بر اثر این سیاست¬ها، بسیاری از کارخانه¬ها ورشکسته شده و تعداد زیادی از کارگران اخراج شده¬اند. این گزارش تاکید می¬کند که گسترده¬ترین اعتصاب¬های کارگری در شهرهایی از قبیل اهواز، شیراز، بندر عباس و آبادان برگزار می¬شود. در حال حاضر اعتصابات کارگری و گسترش آن به سایر نقاط کشور موجب نگرانی شدید مقامات حکومت اسلامی گردیده است.
شورای تامين استان تهران و ریيس سازمان صنايع و معادن اين استان نیز در جلسه¬ای مشترک، بحران¬های کارگری پيش رو و وضعيت کارخانه¬های بحران زده پايتخت را مورد بررسی قرار داده¬اند. بحث بحران¬های کارگری، به ويژه پس از سياست¬های اقتصادی دولت محمود احمدی¬نژاد در ايران، بیش¬تر مطرح شده که ورشکستگی کارخانه¬های بیش¬تری را به دنبال داشته و پرداخت دست¬مزد ناچیز کارگران نیز با تاخیر طولانی چندین ماهه مواجه است. اين وضعيت که اعتراض کارگران را به همراه داشته، اغلب به شکل اعتصاب و يا تجمع در داخل کارخانه¬ها و يا در مقابل ساختمان¬های دولتی بروز يافته است. در اين ارتباط، می¬توان به اعتراض¬های اخير کارگران شاغل در ايستگاه در دست احداث متروی پل ‌صدر، رانندگان کاميون¬های حمل و نقل کارخانه ذوب آهن اصفهان، لاستيک البرز تهران، کارخانه فرنخ و مه نخ قزوين، شهرک صنعتی فولاد و مجتمع فولاد آلياژی ملاير و کندلوس تنکابن و... اشاره کرد. هم¬چنین گزارش¬هايی نیز در مورد اعتصاب و اعتراض کارگران کارخانه لوله سازی اهواز، صنايع مخابراتی راه دور شيراز، فاز سه پالايشگاه بزرگ آبادان و طرح توسعه پالايشگاه قديمی بندرعباس انتشار يافته است.
براساس گزارش پایگاه اینترنتی «هم¬میهن»، بزرگ¬ترین پروژه دولتی ایران، مطالبات ده پیمانکار خود را نپرداخته و این پیمانکاران بین سه تا ۵ ماه است که نتوانسته¬‌اند حقوق کارکنان خود را بپردازند. به گزارش هم‌میهن، مهندسان مشاور پروژه، پس از مدت¬‌ها تلاش برای دریافت حقوق عقب افتاده خود تهدید به رها کردن کار کرده¬‌اند. شرکت¬‌های «تهران جنوب» و «بینا» دو پیمانکار اصلی پالایشگاه ستاره خلیج فارس نیز بیش از سه ماه است که حقوق و دست¬مزد مهندسان و کارکنان خود را پرداخت نکرده¬‌اند. در ایران، از پالایشگاه ستاره خلیج به عنوان بزرگ¬ترین پالایشگاه خاورمیانه نام برده می¬‌شود. هم¬میهن می¬‌نویسد: «در واقع به پشتوانه همین پالایشگاه بود که محمود احمدی¬‌نژاد بارها مدعی شد به‌ زودی کشور در برابر تحریم احتمالی بنزین مصونیت خواهد یافت.»
بر پایه گزارش هم‌¬میهن، به دلیل شرایط ویژه ایران، دولت از سرمایه¬‌گذاری در زیرساخت¬‌های کلان اقتصادی که تضمین¬‌کننده دورنمای کشور هستند منصرف شده و قصد دارد سرمایه‌¬های اندکی را که هنوز در اختیار دارد، در پروژه‌¬هایی به کار بیاندازد که می¬‌توانند در کوتاه مدت بازدهی داشته باشند. به گزارش خبرگزاری ایسنا، روز اول مهر ماه امسال، نشست ویژه¬ای در شرکت ‌پالایش و پخش فرآورده¬‌های نفتی تشکیل شد که هدف آن تعیین اولویت‌¬های سرمایه‌¬گذاری در صنعت نفت بود. در این نشست، تصمیم گرفته شد که فعالیت-‌ها روی بهینه‌ سازی و توسعه ظرفیت پالایشگاه¬‌های موجود متمرکز شود تا آن¬‌ها بتوانند به جای سایر فرآورده¬¬های نفتی، حتی‌المقدور بنزین بیش¬تر تولید کنند.
خبرگزاری مهر 27 دی 1388، نوشت: حمید حاجی عبدالوهاب، معاون سرمایه انسانی و توسعه اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی در گفتگو با مهر، در خصوص برنامه¬های کارگروه حمایت از تولید برای حفظ اشتغال در بنگاه¬های تولیدی، گفت: هم¬اکنون بیش از 2 هزار واحد صنعتی بزرگ و متوسط دارای مشکل نقدینگی و بحران مالی در کشور شناسایی شده است که کار گروه متناسب با وضعیت هر کارگاه، تصمیم گیری می¬کند. به همین دلیل، تسهیلات دارای ارقام متفاوت است؛ ولی پرداخت آن در اولویت کاری بانک¬ها قرار دارد.
بدین ترتیب، احمدی¬نژاد، در دوره نخست چهار سال ریاست جمهوری خود، با وعده¬های دروغین و پر زرق و برق هم چون «سهام عدالت»، «خانه مهر» و طرح¬های «زود بازده»، صدها ميليارد دلار از ثروت کشور را به نزدیکان و عوامل حکومتی و نظامی واگذار کرد و بر باد داد. سيدحسن هاشمی، نماينده مجلس و ریيس کمسيون صنايع و معادن می¬گويد، برای حل مشکلات واحدهای صنعتی و توليدی و جلوگيری از بحران بی-کاری بايد معادل 10 ميليارد دلار کمک اضطراری به واحدهای توليدی اختصاص يابد. نهاونديان ریيس اتاق بازرگانی آينده تاريکی را پيش¬بينی می¬کند و می¬گويد، 50 درصد از کل واحدهای توليدی ايران ورشکست و تعطيل شده¬اند و 50 درصد باقی مانده با 30 درصد ظرفيت کار می¬کنند.
وزير کار دولت نهم، شعار حل مشکلات کارگران قراردادی را سر می¬داد، اما نه تنها طی چهار سال مشکلی را حل نکرد، بلکه تغییرات زیادی در قانون کار به ضرر کارگران و به نفع سرمایه¬داران و کارفرمایان به وجود آورد. مواد 7، 10، 21، 24، 27، 96، 112، 131 تا 136 و 191 از جمله موادی است که در پيشنهاد وزارت کار تغيير اساسی کردند و در روزهای پايانی عمر دولت نهم، آن را به تصويب رساند.
معاون اشتغال وزارت کار، از شناسایی دو هزار بنگاه دارای مشکل بزرگ و متوسط تولیدی کشور خبر داده-اند. این در حالی است که پیش از این لیست بلند بالای 6700 تایی وزارت صنایع و 750 تایی وزارت تعاون برای تقاضای استمهال بدهی به خودی خود وضعیت حاد بخش تولید در کشور را به خوبی نشان می¬داد. با این حساب تعداد کل شرکت¬های خواهان استمهال بدهی به نزدیک 10000 شرکت رسیده است.
براساس جدیدترین گزارش بانک مرکزی، میزان مطالبات معوق بانک ها به 48 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. این مبالغ هنگفت، عمدتا در اختیار «آقازاده¬ها» و «مدیران رده بالای حکومتی» قرار داده شد و بالا کشیده شده است.
نجيب حسينی، عضو کميسيون برنامه بودجه مجلس شورای اسلامی، به خبرگزاری کار ایران «ايلنا»، گفته است که نرخ تورم در سال آينده به ۴۰ درصد خواهد رسيد.
باین ترتیب، تحلیل¬ها و بررسی¬های اقتصادی و اجتماعی حاکی از آن است که عواقب مخرب طرح¬ها و برنامه-های اقتصادی و اجتماعی دولت احمدی¬نژاد در پنج سال گذشته، میلیون¬ها خانوده ایرانی را دچار بحران و پریشانی و فروپاشی کرده است بیش از پیش ماهیت ضدانسانی حکومت اسلامی را به نمایش می¬گذارد. حکومتی که با فساد اقتصادی و اداری و مافيايی خود، نه تنها ضربات پياپی و مهلکی را به کلیه زیرساخت-های اقتصادی کشور و صنایع کشور وارد کرده، بلکه اکثریت مردم ایران را نیز در فقر و ناامنی دایمی قرار داده است به طوری که بسیاری از جوانان را وادار کرده¬اند برای تامین چند ماه زندگی خود، حتا کلیه خود را بفروشند. اعتیاد، فحشا، خودکشی و دیگر بحران¬های اجتماعی نیز زاییده همین فقر و فلاکت اقتصادی است که عامل اصلی آن نیز حکومت اسلامی می¬باشد. اکنون میلیون کودک خانواده¬های کارگری و فقیر از تحصیل باز مانده¬اند و اجبارا به کارهای زیان¬آور و سختی روی آورده¬اند تا کمکی برای خانواده خود دست و پا کنند. اما سرمایه¬داران و مقامات و مسئولین حکومت اسلامی، وقیحانه و بی¬شرمانه به همه این بی¬حقوقی¬هایی که بر جامعه تحمیل کرده¬اند چشم بسته¬ و به هر جنایتی متوسل می¬شوند تا پول بیش¬تری به جیب بزنند و به هر بهایی حاکمیت وحشی خود را حفظ کنند.
در چنین شرایط سخت و دشواری کارگران و مردم محروم و جوانان قربانیان زبان بسته حکومت اسلامی نیستند. آنان با اعتراض و اعتصاب خود، نه تنها لرزه بر اندام سران و ارگان¬ها و جناح¬های حکومتی انداخته¬اند، بلکه امروز جهانیان نیز می¬دانند که جامعه ایران آبستن حوادث مختلفی به ویژه موقعیت انقلابی است. خیزش مردم ايران، هشتمين ماه اعتلای خود را پشت سر گذاشته و در این مدت موجودیت حکومت اسلامی را به طور جدی زير علامت سئوال قرار داده است. از سوی دیگر، در ماه¬های اخیر اعتراضات و اعتصابات کارگری نیز گسترش یافته است، به عنوان نمونه:

- حدود 200 نفر از کارگران زن و مرد کارخانه چینی البرز، در اعتراض به عدم پرداخت هشت ماه از دست-مزدهایشان روز یک¬شنبه 3 آبان 1388، حدود ساعت 11 و نیم صبح از کارخانه تا فرمانداری شهر صنعتی البرز دست به راه¬پیمایی زدند و ساعت 12 ظهر درمقابل فرمانداری به مدت یک ساعت تجمع کردند. کارگران در حالی که در حین راه¬پیمایی توسط نیروهای انتظامی در محاصره بودند شعارهایی چون «حمایت دولت از کارگر دروغه، دروغه»، «کارگر حمایت، حمایت»، «مدیر بی¬لیاقت استعفا، استعفا» و...، سر می¬دادند خواهان پرداخت فوری دست¬مزدهای معوقه خود بودند. کارگران سپس به راه¬پیمایی در سطح شهر ادامه دادند و با وجود اخطارهای نیروهای انتظامی و لباس شخصی مبنی بر سر ندادن شعار، هم¬چنان به شعار دادن ادامه دادند. به گفته خود کارگران بقیه همکاران¬شان مقابل درب کارخانه در حال تجمع بوده¬اند.

- جمع کثیری از کارگران شرکت کارخانجات مخابراتی راه دور شیراز روز دوشنبه 4 آبان 1388، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالبات¬شان در مقابل استانداری فارس اقدام به گردهمایی اعتراضی دست زدند.
این کارگران با فریاد شعار «بخش خصوصی شدیم بی¬کار و بی¬پول شدیم» و «زندگی و معیشت حق مسلم ماست»، به روند واگذاری این شرکت به بخش خصوصی، عدم پرداخت دست¬مزدهای 9 ماهه معوقه و وضعیت نامناسب شغلی خود اعتراض نمودند.

- به گزارش کمیته هماهنگی، دوشنبه ٤ آبان ماه ١٣٨٨، کارگران شرکت «ارزه گستر» ارومیه، در واکنش به عدم پرداخت دست¬مزدها و مطالبات معوقه 4 ماهه خود دست به اعتراض زدند.
طبق این گزارش، بیش از 100 نفر از کارگران شرکت «ارزه گستر» که پروژه ساخت راه¬آهن قطعه 4 مراغه ـ مهاباد را در دست دارد ضمن دست کشیدن از کار، اقدام به برپایی تجمع اعتراضی نمودند.

- صبح سه¬شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸، ماموران نيروى انتظامى به تجمع هر روزه كارگران لوله¬سازى اهواز، سبب شد که تجمع آرام كارگران اين كارخانه، به صحنه برخورد ماموران با آن¬ها تبديل شود؛ در مقابل چشم مردم عادی، عده‌اى از كارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند، بازداشت کردند و مابقى خود را به كارخانه رساندند.
چهارراه نادرى شهر اهواز در يك هفته گذشته به محل تجمع هر روز كارگران لوله‌سازى اهواز تبديل شده بود، كارگرانى كه در اعتراض به پرداخت نشدن ۱۳ ماه مطالبات معوقه هر صبح به جاى آن كه به كارخانه بروند به اين چهارراه كه دفتر سهام¬دار عمده در آن¬جاست می¬‌آمدند و پس از اين كه می¬‌گفتند: «يك سال حقوق كارگر، پرداخت بايد گردد به كارخانه باز می‌گشتند.»
در این یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر حکومتی به کارگران، علاوه بر تعدادی از کارگران که زخمی شدند، دست¬کم 50 کارگر را نیز بازداشت کردند.
لوله‌سازى اهواز ۶۰۰ كارگر قراردادى و رسمى دارد كه در آن از ذوب كردن فلزات ضايعاتی، اوراق شده و اسقاطى لوله‌هاى چدنى ساخته می¬‌شود، اين كارخانه ۷ سال پيش خصوصی¬‌سازى شد و به تدريج از آن به عنوان يكى از واحدهاى بحران‌زده كارگرى در اخبار نام¬ برده می¬شود.

- بیش از سیصد نفر از کارگران کارخانه نساجی مازندران روز 14 دی در اقدامی اعتراضی مبنی بر عدم دریافت حقوق سه ماه کار خود، دست از کار کشیدند.

- صبح روز 16 دی ماه، حدود ۵۰۰ یا ۶۰۰ تن از کارگران مشغول به کار در ایستگاه در دست احداث متروی پل ‌صدر، به علت عدم دریافت دست¬مزد در شش ماه گذشته تجمع کرده و دست از کار کشیدند.

- کارگران کارخانه تولید فرآورده¬‌های لبنی کنلوس در تنکابن، در اعتراض به روند اخراج کارگران این کارخانه، دست به تجمع زدند.

- بنا به گزارش ایلنا، روز یک¬شنبه 27 دی ماه، صدها تن از کارگران کارخانه نوشابه سازی ساسان در اعتراض به تداوم اخراج سازی¬ها در مقابل درب اصلی این کارخانه تجمع اعتراضی برپا کردند. بیش از 400 کارگر، دلیل اصلی تجمع اعتراضی خود را مخالفت شدید با ادامه موج اخراج سازی در این کارخانه اعلام نمودند. آنان اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی به خواست و مشکلات¬شان توسط مقامات حکومتی و کارفرمایان این کارخانه، در مقابل دفتر احمدی¬نژاد در تهران تجمع اعتراضی برپا خواهند کرد.
کارخانه نوشابه¬سازی ساسان، یک هزار و 200 کارگر دارد که به صورت قراردادهای موقت 10 روزه مشغول به کار می¬شوند. از ابتدای سال جاری تاکنون 300 کارگر این کارخانه اخراج شده¬اند.

- 180 نفر از كارگران نساجی بافته‌ها از ساعت 30/2 تا 4 بعداز ظهر امروز يك¬شنبه 4/11/1388 اقدام به بستن جاده کردند. كارگران نساجی بافته‌های كرمان علت تجمع و بستن جاده را انحلال شركت توسط سهامداران اعلام کردند.
يكی از كارگران به خبرنگار ايلنا، گفت: چندی پيش عده‌ای از مديران در هيات تشخيص تصميم به انحلال شركت و انتقال دستگاه‌ها به شهرستان قزوين گرفتند كه در اعتراض به اين امر ما ظهر امروز اقدام به بستن جاده کرديم. وی گفت: مديران در پايان 30 دی تصميم به اخراج 18 نفر ديگر از نيروها گرفتند. طبق گفته خود مسئولان قرار است 35 نفر ديگر در پايان بهمن ‌ماه و بقيه در آخر سال تسويه حساب شوند. وی گفت: مسئولان بنا دارند 14 هزار هكتار زمين كارخانه را به صورت آزاد در معرض فروش بگذارند. او گفت: قبلا 550 نفر در شركت مشغول به كار بودند كه مسئولين به عناوين مختلف اقدام به اخراج كارگران کرده و در حال حاضر اين تعداد 180 نفر هستند.

- ايلنا، در تاریخ 11/11/1388، نوشت به دنبال تجمع دوباره جمعی از كارگران كيان تاير كه پيش از ظهر امروز در محل اين كارخانه برگزار شد، مسئولان اسلامشهر به منظور متقاعد كردن كارگران به اين كارخانه رفتند و با تجمع كنندگان گفتگو كردند.
كارگران كيان تاير در گفتگو با خبرنگار ايلنا‏، اعلام كردند كه به دليل محقق نشدن وعده‌های داده شده صبح امروز برای مدتی در محوطه كارخانه تجمع كرده و آتش روشن كردند...
بابك زنده جاه مدير روابط‌ عمومی كارخانه كيان تاير در رابطه با تجمع امروز به ايلنا گفت: دليل اين تجمع تاخير در پرداخت مطالبات گذشته كارگران بوده است. درهفته‌های گذشته نيز كارگران لاستيك ابرز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود علاوه بر برگزاری تجمعی مشابه به وزارت صنايع و معادن نيز مراجعه كرده بودند.

- کارگران لاستیک البرز، با اعتراضات پیگیر خود موفق شدند 9 همکار اخراجی خود را به سر کار برگردانند. از 22 روز قبل که 9 تن از نمایندگان کارگران لاستیک البرز¬(کیان تایر) اخراج شدند کارگران این کارخانه به اعتراضات خود ادامه دادند. کارگران از اواسط هفته گذشته در اعتراض به اخراج نمایندگان خود و عدم پرداخت 2 ماه دست¬مزد سال جاری و عدم پرداخت 5 ماه از دست¬مزدهای معوقه سال گذشته، عدم تمدید دفترچه¬های درمانی و عدم توجه کارفرمای کارخانه به مشکلات آنان اقدام به برگزاری اعتصاب نمودند. سرانجام روز سه¬شنبه 10 بهمن ماه، کارفرمای کارخانه لاستیک البرز تحت فشار اعتصاب و اعتراض کارگران مجبور به موافقت با بازگشت به کار نمایندگان اخراجی آنان گردید.

- چهارشنبه 14 بهمن ماه ١٣٨٨ - 3 فوریه 2010، کارگران و کارمندان شهرداری سعدآباد در اعتراض به عدم پرداخت دست¬مزدهای معوقه خود دست به اعتصاب زدند. اعتصاب کارکنان شهرداری سعدآباد در اعتراض به عدم پرداخت 5 ماه دست¬مزدهای معوقه صورت گرفته است.

- کارگران کارخانه «نورد لوله صفا» واقع در کیلومتر 9 اتوبان تهران ـ ساوه در اعتراض به عدم پرداخت دست-مزدهای معوقه خود اعتصاب کردند. یک هزار و 300 نفر از کارگران این کارخانه، به دنبال عدم دریافت 2 ماه و نیم دست¬مزد معوقه خود و عدم رسیدگی به مطالبات¬شان روزهای دوشنبه 12 و سه¬شنبه 13 بهمن ماه اعتصاب گسترده¬ای بر¬پا کردند. کارگران اعتصابی اعلام کردند چنان¬چه کارفرمای کارخانه اقدام به تسویه حساب و پرداخت دست¬مزدهای معوقه آنان نکند اعتصاب نامحدودی را بر پا خواهند داشت. سرانجام روز چهارشنبه 14 بهمن ماه، کارفرما ناچار در مقابل خواست کارگران عقب¬نشینی کرد و دست¬مزد آذر ماه آنان را پرداخت نمود.

- روزهای چهارشنبه و پنج¬شنبه ١٥ و ١٦ بهمن، کارگران کارخانه آونگان اراک، به دليل عدم دريافت ٦ تا ٨ ماه دست¬مزد در مقابل فرمانداری اين شهر تجمع کردندو هنگامی که مذاکرات¬شان در مقابل فرمانداری به نتیجه-ای نرسید دست به راه¬پيمایی در خيابان¬های مرکزی شهر زدند. نيروهای سرکوب حکومت به کارگران حمله کردند و تعدادی را زخمی و ده¬ها نفر را دستگير کردند.
کارگران اين کارخانه در هفته¬های گذشته بارها دست به اعتراض زده بودند که با هجوم نيروهای سرکوبگر حکومت اسلامی مواجه شده¬اند. روز چهارشنبه، کارگران ضمن راه¬پيمایی در خيابان¬های شهر، شعارهایی عليه حکومت دادند از جمله «مرگ بر ديکتاتور»، «ننگ بر صدا و سيما» که به طرز وحشيانه¬ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. اما کارگران روز بعد نيز دست به تجمع و راه¬پیمایی زدند و باز هم مورد يورش قرار گرفتند. يکی از کارگران به يکی از رسانه¬ها گفته است: «هشت ماه است گرسنه¬ايم، ديگر نمی¬توانيم با دست خالی به خانه برويم. فرياد ما را به گوش جهانيان برسانيد، بگذاريد دنيا بداند ما در اين حکومت اسلامی چه می-کشيم.» کارگر ديگری گفته است: «ای مرگ بر اين دولت! ای مرگ بر اين حکومت! سئوال اين¬جاست در حکومتی که خصوصی شدن راهی براي بخشش اموال عمومی به سپاه و بسيج است و چيزی جز بر باد دادن بيت¬المال نيست، اجرايی شدن اين قانون که سبب بی¬کاری هزاران کارگر و گرسنگی آن¬ها شده است چه لزومی دارد؟ آيا اين غارت اموال مردم نيست؟» گفته می¬شود که از هزار کارگر اين کارخانه، تاکنون نزديک به ششصد نفر بی¬کار شده¬اند.

- به گزارش شبکه ایران، بعد از ظهر روز 18 بهمن 1388، جمعی از کارگران تونل توحید در مقابل این تونل تجمع کردند. این تجمع سبب شد تا مسیر شمال به جنوب بزرگراه چمران از برج میلاد تا درب تونل با ترافیک شدیدی همراه شود.
طبق این گزارش، جمعی از کارگران تونل توحید به دلیل عدم پرداخت حقوق معوق خود در حالی که برخی از آن¬ها لباس کار پوشیده بودند به نشانه اعتراض در برابر ورودی‌¬های این تونل خوابیده و از عبور و مرور خودروها جلوگیری کردند.
این اقدام آن¬ها تا قبل از آمدن پلیس راهنمایی و رانندگی، سبب شده بود تا نزدیک به نیم ساعت، خودروها در ورودی و داخل تونل از حرکت باز ماندند. هم¬چنین برخی از مسافران در همبستگی با کارگران اعتصابی، با تلفن همراه خود برای گرفتن عکس و فیلم از این تجمع روانه تونل شدند که این امر نیز بر شدت ترافیک افزود. با این حال، ورود پلیس راهنمایی و رانندگی و دخالت آن¬ها، سبب شد تا ترافیک بزرگراه چمران و خیابان¬های اطراف آن، سبک¬تر گردد.

- روز دوشنبه 19 بهمن ماه، مدیرعامل شرکت متروی تهران اعلام کرد 400 کارگر کارخانه¬‌های واگن‌سازی به ‌دلیل عدم پرداخت ‌بدهی¬های دولت بی¬کار شده¬اند.
این کارگزار حکومت در این خصوص اضافه کرد قرار بود دولت احمدی¬ن‍ژاد 48 میلیارد تومان به بخش تولید اتوبوس و مترو اختصاص دهد اما تاکنون فقط 14 میلیارد تومان آن پرداخت شده است که این امر به دلیل عدم تامین تجهیزات و قطعات برای کارخانه¬های واگن سازی موجب بی¬کاری 400 کارگر گردیده است.

- ...

بدین ترتیب، با مراجعه به آمارها و ارقام اقتصادی، بی¬کاری و تورم و گرانی واقعی و سطح دست¬مزدها بسیار پایین می¬توان به سادگی به این نتیجه رسید که وضع اکثریت مردم ایران، به ویژه مزدبگیران و بی¬کاران و فقرا، بسیار وخیم¬تر است. هر روز هزاران کارگر به صف بی¬کاران افزوده می¬شود و دست¬مزد ده¬ها هزار کارگر نیز ماه¬هاست که پرداخت نشده است. این وضعیت غیرقابل دوام و تحمل است.
پيش¬بينی می¬شود که با اجرای طرح هدفمند شدن يارانه¬ها و افزايش قيمت¬ها، سطح تقاضا کاهش یابد و به دنبال رکود و کاهش توليد، شمار دیگری از صنایع دچار بحران شود و کارگران بیش¬تری نیز بی¬کار گردند.
در کشوری که بر اساس گزارش بانک مرکزی آن، سقف خط فقر بيش از 700 هزار تومان است، اگر حداقل دست¬مزدها 263 هزار تومان تعيين شود سال بسیار سخت و غیرقابل تحمل و کمرشکنی در انتظار خانواده-های کارگری است.
بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی مهر، 27 بهمن 1388، نماينده سابق کارفرمايان حکومت اسلامی در سازمان جهانی کار گفت: حذف يارانه‌ها خط فقر را به بيش از يک ميليون تومان و نرخ تورم را نيز به 40 درصد افزايش خواهد داد.
عباس وطن پرور از افزايش خط فقر به يک ميليون تومان در سال آينده خبر داد و گفت: افزايش 40 هزار ميليارد تومانی رقم بودجه به دليل اجرای طرح هدفمندکردن يارانه¬ها، خط فقر را به بيش از يک ميليون تومان و نرخ تورم را نيز به بيش از 40 درصد خواهد رساند.
نزديک به 88 درصد از جويندگان کار را جوانان، به ويژه فارغ¬التحصيلان دانشگاهی تشکيل می¬دهند. جوانان آگاهی که رهایی خود و کل جامعه ایران را از سرکوب و سانسور و فقر و فلاکت فزانیده سیاسی و اقتصادی، در مبارزه پیگیر برای تغییر وضعیت موجود می¬دانند در واقع پای اصلی سازمان¬دهندگان اعتراضات خیابانی و برپایی تشکل¬های محلات هستند.
بحران¬های اقتصادی، اجتماعی و سياسی جامعه ما، روزبروز تعميق و گسترش بيش¬تری می¬يابد. ساكت كردن کارگران و همه معترضان و آزادی¬خواهان از راه¬های تهدید و ارعاب، دستگیری و زندان، شکنجه و اعدام، شرايط جامعه را هر چه بیش¬تر بحرانی و ملتهب می¬سازد. بنابراین، امروز اکثریت مردم ایران، حکومت تروریستی اسلامی را نمی¬خواهند و به همین دلیل با اعتراض و اعتصاب و راه¬پیمایی تلاش می¬کنند تا با خونریزی و قربانی دادن کم¬تر، این حکومت جانی را تغییر دهند و یک بار برای همیشه به جهل و جنایت، ترور و خشونت، فقر و فلاکت در کشورشان، پایان دهند. بر این اساس، كارگران و مردم كم درآمد و بی¬كار بيش¬ترين هزينه¬های اقتصادی و سیاسی را در مبارزه خود می¬پردازند. احكام اعدام و تهديد به اعدام¬های بيش¬تر، آن هم از سوی مسئولان رده بالای اجرايی و قضايی و نظامی حکومت، تاثیر چندانی بر عزم و اراده مردم و مبارزه آن¬ها ندارد.
طبقه كارگر ایران در این سی و یک سال شاهد سیاست¬های مختلف از لیبرال‌های اول انقلاب گرفته تا اصلاح‌طلب‌ها و اصول‌گراهای ضدكارگر بوده است. در دوره اوج قدرت اصلاح¬طلبان كه اداره تشكل‌های كارگری و كارفرمایی، وزارت كار و مجلس و به طور کلی دولت را در اختیار داشتند، حتا با انجمن صنفی كارگران را نیز كه خود آن را در مقابل شورای اسلامی خانه كارگر علم كرده بودند، به واسطه این‌ كه تشكل كارگری مستقل بود، تحمل نکردند و آن را نپذیرفتند. بنابراین، كارگر ستیزی سران و جناح¬های حکومت اسلامی در این سی و یک سال، همواره در جریان بوده است.
در این سی و یک سال حكومت اسلامی در ایران، از لیبرال¬ها و اصلاح¬طلبان تا اصول¬گراها با اخراج¬سازی¬‌ها، تعدیل‌ها، تعطیلی كارخانجات، عدم پرداخت به موقع دست¬مزدها و غیره بی¬حقوقی¬های فراوانی را به کارگران و خانواده¬های آن¬ها تحمیل کرده¬اند. هر موقع کارگران در مقابل بی¬حقوقی¬های فزاینده به مبارزه برخاسته¬اند بلافاصله به نیروهای سرکوبگر خود فرمان داده¬اند تا به وحشیانه¬ترین شکلی اعتراض و اعتصاب کارگران را سرکوب کنند. هر موقع فعالین کارگری تلاش¬هایی را در جهت برپایی تشکل¬های مستقل کارگری خود آغاز کرده¬اند تحت تعقیب پلیسی قرار داده و زندانی شده¬اند.
برای نمونه، بنا به گزارش خبرگزاری¬ها، روز سه¬شنبه 20 بهمن 1388، منصور اسانلو فعال کارگری و رییس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد و اتوبوسرانی تهران که دوران محکومیت خود را در سالن 10 زندان رجایی شهر می¬گذراند در پی یورش گارد زندان به این سالن و ضرب و شتم زندانیان اعتراض نموده و از آن تاریخ به سلول انفرادی بند 1 معروف به «سگدونی» منتقل شده است.
در ماه های اخیر یورش گارد زندان و ضرب و شتم زندانیان به امری عادی بدل شده است و در آخرین مورد این درگیری که به شورش زندانیان تبدیل شد، آخریان رییس بند 1 و یک تن از نیروهای گارد مورد ضرب و شتم زندانیان قرار گرفتند.
اما اعتراضات اخیر مردمی، به شدت تعادل سیاسی سران حکومت اسلامی را بر هم زده و کشمکش بین جناح¬ها و سران آن نیز به حدی شدیدتر شده است که دولت از وظایف خود ناتوان مانده است. قالیباف، شهردار تهران، در سخن¬رانی خود به مناسبت 22 بهمن در قم، گفته است: «بدون تعارف و با صراحت می-گویم که یک سال است که گویی کار در کشور تعطیل شده است. از پارسال همین موقع همه آماده شدند برای انتخابات و آن رویداد و افتخار بزرگ به وقوع پیوست، اما متاسفانه پس لرزه¬های آن هم¬چنان ادامه دارد. به راستی چه کسی پاسخ¬گوی این یک سال وقت و سرمایه کشور است؟»
سرکوب¬های خیابانی و شکنجه و تجاوز به بازداشت¬شدگان در زندان¬ها، نه تنها باعث سکوت و عقب¬نشینی مردم نشده، بلکه روزبروز نیز ابعاد اعتراضات و اعتصابات گسترده¬تر و شعارها نیز رادیکال¬تر می¬گردد. روزی نیست که خبر دستگیری و زندانی کردن فعالین جنبش کارگری، جنبش دانش¬جویی، جنبش زنان و هم¬چنین روزنامه¬نگاران و به طور کلی خبر تشدید سانسور و اختناق شنیده نشود، اما با وجود این همه وحشی¬گری سران و نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، مردم معترض از هر فرصتی استفاده می¬کنند و به خیابان¬ها می¬ریزند تا خشم و نفرت و بی¬زاری خود را از کلیت حکومت جهل و جنایت، سانسور و اختناق اسلامی ابراز کنند.
تنها در هشت ماه اخیر، تحولات جامعه ایران، یکی از خبرسازترین کشورهای جهان بود و اخبار تحولات و وقایع آن علاوه بر سایت¬های اینترنتی، فیس¬بوک¬ها، تویترها، وبلاگ¬ها، رادیوها و تلویزیون¬ها و دیگر رسانه¬های بین¬المللی وسیعا انعکاس پیدا کرده است. دلیل اصلی آن، جنبش اعتراضی عمومی و خودجوش میلیون¬ها تن از مردم ایران بر علیه حکومت اسلامی و در پیشاپیش همه جوانان دختر و پسر است.
اکنون آزادی فوری و بی¬قيد و شرط همه زندانیان سیاسی، لغو هرگونه شکنجه و اعدام، لغو سانسور و اختناق، لغو آپارتاید جنسی، لغو کار کودکان و تامین زندگی آن¬ها و خانواده آن¬ها، آزادی تشکل، پرداخت همه دست¬مزدهای معوقه، برقراری بیمه بی¬کاری برای همه کارگران بی¬کار و جوانان جویای کار، افزایش سطح دست¬مزدها متناسب با تورم و گرانی واقعی و غیره از جمله پایه¬ای¬ترین خواسته¬های این دوره از مبارزه مردم ایران هستند.
در چنین شرایطی و در حالی که بحران اقتصادی و سیاسی جامعه¬مان را فراگرفته است بی¬شک مهم¬ترین اولویت فعالین کارگری و تشکل¬های موجود آن¬ها، تدوین مطالبات عمومی و پایه¬ای کارگران و امر تشکل¬یابی سراسری است که کارگران حول این مطالبات، تشکل¬های خود هم¬چون شوراها، کمیته¬ها، کانون¬ها و دیگر تشکل¬های دل¬خواه خود را به وجود می¬آورند و مبارزه طبقاتی خود را در سطح سراسری و متحد علیه سرمایه¬داران و دولت حامی آن¬ها، سازمان¬دهی می¬کنند. آن هم در شرایطی که میلیون¬ها انسان معترض به طور خودجوش به خیابان¬ها می¬ریزند تشکل¬های کارگری می¬تواند این حرکت خودجوش را به یک حرکت آگاهانه و هدفمند تبدیل کند و مبارزه موجود در جامعه را به سطح عالی¬تر انقلابی ارتقا دهد.

بیست و هفتم بهمن 1388 - شانزدهم فوریه 2010
[ 0 نظرات] [ادامه مطلب ...]

۱۳۸۸/۱۱/۱۵

بهرام رحمانی / گاهشمار تحولات سریع روزهای پرتلاطم انقلاب 57

گرامی باد خاطره انقلاب بهمن ۱۳۵۷
(گاهشمار تحولات سریع روزهای پرتلاطم انقلاب 57)


بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu

انقلاب، نتیجه سال¬ها تلاش و مبارزه است و با فراخوان و حکم و بیانیه هیچ جریانی راه نمی¬افتد و یا از فعالیت باز نمی¬ایستد. انقلات، قبل از هر مساله¬ای انقلاب محصول سانسور و اختناق و به طور کلی سرکوب¬های سیاسی حکومت و فشارهای اقتصادی فزاینده¬ای است که عموما به صورت خودجوش آغاز می¬شود و در پروسه تکامل همه گرایشات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سعی می¬کنند تا با حضور در آن، این حرکت را به دنبال شعارها و اهداف و استراتژی سیاسی خود بکشانند. در این میان، هر جریانی که نسبت به حرکت¬های خودجوش مردمی بی¬تفاوت باشد در واقع عقب ماندگی و ناتوانی سیاسی و اجتماعی خود را به نمایش می¬گذارد. بنابراین، نه سرکوب¬های وحشیانه حکومت و نه توجیه و تئوری¬های اپوزیسیون، در جلوگیری از حضور گسترده مردم در حرکت¬های خودجوش، کارساز نمی¬باشند. حرکت عظیم مردمی که از هشت ماه پیش در جامعه مان آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد ریشه در سی و یک سال مبارزه بر علیه سانسور و اختناق و وحشی¬گری¬های حکومت اسلامی دارد. اگر گرایشات راست و لیبرال فقط در مقاطعی که مردم به خیابان¬ها می¬ریزند فعال¬تر می¬شوند تا سهمی از حاکمیت موجود بگیرند و بر این اساس، مستقیم و غیرمستقیم به یک جناح حکومتی می¬پیوندند، در حالی که مبارزه طبقاتی برای کارگران و مردم محروم و آزادی¬خواه و کمونیست¬ها، امری دایمی و پیگیر است. اثبات این مساله نیاز به تلاش زیادی ندارد. زیرا اگر نیم نگاهی هم به تجربه سی و یک سال مبارزه طبقاتی علیه حکومت اسلامی بیاندازیم به سادگی به این نتیجه می¬رسیم که گرایشات راست و لیبرال فقط زمانی وارد صحنه سیاسی می¬شوند که بوی کباب به مشام¬شان رسیده است.
بنابراین، کسانی که امروز این سئوال را پیش می¬کشند پس کارگران و مردم آزاده و نیروهای چپ در کجای تحولات جاری قرار می¬گیرند؟ سئوال وارونه¬ای را پیش می¬¬کشند. سئوال واقعی این است که مگر تا دیروز همین رهبران به اصطلاح سبز اسلامی چون موسوی، خاتمی، کروبی و حامیان خارج کشور آن¬ها چون گنجی، حقیقت¬جو، مهاجرانی، سروش و غیره در حاکمیت نبودند؟ و دست در دست جناح حاکم به سرکوب کارگران و مردم معترض دست نمی¬زدند؟ یا طیف توده¬-اکثریتی، جمهوری خواهان رنگارنگ، لیبرال¬ها و غیره در این سی و یک سال کجا بودند که اکنون چنین سئوالات انحرافی را پیش می¬کشند. این همه اعتصاب و اعتراض کارگری که با تجمع در مقابل ارگان¬های دولتی، بستن جاده¬ها و تظاهرات در محوطه کارخانه و خیابان¬ها، جدا زا مبارزه¬ای است که امروز در خیابان¬ها در جریان است. هر قدمی و قلمی در هر جایی بر علیه حکومت اسلامی و در تقویت جنبش اعتراضی و انقلابی مردم برداشته می¬شود موازی با هم حرگت می¬کنند و هیچ دیوار چینین نمی¬تواند آن¬ها را از هم جدا کند.
یک مساله مهم دیگر در پروسه تکامل انقلابات، این است که هر چه دوران انقلابی رادیکال¬تر و طولاین¬تر می-شود نیروهای رفرمیست و لیبرال و سازش¬کار، از صفوف اعتراضی مردم جدا می¬شوند و عملا نیرو خود را برای بقای نظم موجود اختصاص می¬دهند. این اتفاق خودش را در جنبش جامعه ما نشان می¬دهد. چون که انقلاب منافع طبقاتی و نهایی آن¬ها را به خطر می¬اندازد. این نیروهای راست از درون حاکمیت تا اپوزیسیون راست و لیبرال، همواره به توجهیات و تئوری¬ها چون «خشونت مردمی» و غیره متوسل می¬شوند تا بر سیاست¬های سازش¬کارانه خود سرپوش بگذارند. مردم به هیچ وجه طرفدار خشونت نیستند. اما این حاکمیت جانی و تروریست نه در این هشت ماه اخیر، بلکه سی و یک سال است که با اتگا به نیروهای سرکوبگر هرگونه خواست و مطالبات بر حق مردم را به وحشیانه¬ترین شکلی سرکوب کرده است و دشمن درجه یک آزادی¬های فردی و اجتماعی و رفاه مردم و عدالت اجتماعی است. بنابراین، حکومتی که تروریسم و جنایت، جهل و خرافات مذهبی، قوانین وحشیانه قصاص، شکنجه، اعدام و سنگسار و هم¬چنین مافیای اقتصادی و غیره تمام سران و ارگان¬های اجرایی، آموزشی، قضایی، قانون¬گذاری و نظامی آن را فراگرفته است اصلاح شدنی نیست و سی و یک سال حاکمیت، زمان کمی برای برداشت گامی هر چند کوچک به نفع مردم، زمان کمی نبود. بنابراین، باید کلیه بساط چنین حکومتی از بیخ و بن آن برچیده شود تا مردم در فضایی آزاد و برابر بتوانند سرنوشت خویش را مستقیما به دست خودشان رقم بزند.
در هر صورت اکنون در برگزاری گرامی¬داشت انقلاب 57، همه جناح¬های حکومتی دست به دست هم داده¬اند و با تاکید به قانون اساسی و اهداف بنیان¬گذار آن، یعنی خمینی، شدیدا نگرانند که کنترل از دست¬شان خارج شود و با تغییر توازن قوا به نفع مردم، ابتکار عمل سیاسی و اجتماعی به دست کسانی بیافتد که خواهان تغییر وضع موجود در همه عرصه¬های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند. حکومت اسلامی حکومت جهل و جنایت و قانون اساسی آن نیز رسمیت دادن به این جنایات و خرافات است. و خمینی بنیان-گذار آن نیز پرچمدار تروریسم و دیکتاتوری دولتی چون هیتلر و موسولینی است. بر این اساس، هر جریان و کسی که از حکومت اسلامی، قانون اساسی آن و خمینی دفاع می¬کند در واقع حامی جهل و جنایت و خرافات و رعب و وحشت و ترور دولتی است.
اکنون جناح حاکم بیش از هر زمان دیگری همه نیروهای سرکوبگر خود را به حال آماده باش درآورده¬ است تا جلو اعتراضات رادیکال مردمی را بگیرد. جوخه¬های مرگ خود را با اعدام جوانان معترض فعال کرده¬ و هم-چنین دستور داده¬اند که آن بخش از فیلم¬ها و تصاویر دوران انقلاب که یورش مردم به نیروهای سرکوبگر حکومت شاه و پادگان¬ها و پاسگاه¬ها و مراکز امنیتی را نشان می¬دهند و یا در خیابان¬ها سنگربندی کرده¬اند، نشان ندهند. مقامات مسئول حکومت اسلامی، طی رهنمودی به شبکه¬های داخلی، بین¬المللی و استانی رادیو- تلویزیون، از آن¬ها خواسته¬اند که از نشان دادن تصاویر حمله، تخریب، آتش¬سوزی، مبارزات خیابانی و برخورد مردم با نیروهای گارد شاهنشاهی خودداری کنند. برخی دیگر از ممنوعیت¬ها، در برگیرنده تصاویر مربوط به شعارنویسی، پاره کردن و یا برعکس گرفتن تصاویر مقامات، تظاهرات مشترک زنان و مردان و غیره علیه حکومت وقت است. بنابراین، سران و مقامات حکومت اسلامی، پس از سی و یک سال حاکمیت، برای اولین بار پخش و انتشار تصاویر انقلاب ۵۷ را ممنوع کرده¬اند. در حالی که در هشت ماه اخیر، صحنه¬هایی از مقاومت شجاعانه جوانان دختر و پسر در مقابل یورش نیروهای تا دندان مسلح سرکوبگر حکومتی و حتا تعرض به آن¬ها و درگیری تن به تن مردم با نیروهای کرگوبگر، آتش زدن ماشین¬ها و موتورهای پلیس و نیروهای ضدشورش، پاره کردن تصاویر خمینی، خامنه¬ای و احمدی نژاد بودند و اکنون به شدت ترس دارند که پخش تصاویر دوران انقلاب 57، این وضعیت را تشدید کند.
اما شکی نیست که حرکت¬های اعتراضی مردم در سی و یکمین سالگرد سرکوب انقلاب 57 مردم ایران توسط حکومت اسلامی، مهارشدنی نیست. چرا که اکثریت مردم ایران به این نتیجه رسیده¬اند که انقلاب دیگری ضروری است. مردم انقلابی تنها با اتحاد و همبستگی و قدرت انسانی خود قادرند از شر سرکوب و ترور و خشونت این حکومت جانی و آدم¬کش خلاص شوند. انقلابی که به احتمال قوی این بار اجازه نخواهد داد گرایشات سرکوبگر و عقب مانده بر جامعه و سرنوشت مردم حاکم شوند. آن بخش از جوانان دختر و پسر و همه نیروهای آزاده¬ای که امروز در مقابل سرکوبگران دست به اعتراض و مقاومت می¬زنند، در بطن مبارزه پیگیر خود نیز یاد می¬گیرند که چطوری حرکت¬های خود را سازمان¬دهی و رهبری کنند. همین نیروها در فردای پیروزی انقلاب نیز خودشان مستقیما کنترل جامعه را به عهده می¬گیرند و با لغو همه قوانین غیرانسانی، در ساختن جامعه¬ای عاری از ستم و تبعیض و سرکوب و استثمار گام¬های محکم و سریع برمی-دارند.
در این هشت ماهی که موج عظیمی از جمعیت به خیابان¬ها ریخته¬اند، دیگر برگرداندن آن¬ها به کنج خانه-هایشان کار ساده¬ای نمی¬باشد. در روزها داغ انقلاب، روزبروز همبستگی انسانی و طبقاتی گسترده¬تر می-گردد و وقایع آن¬چنان سریع روی می¬دهد که نه تنها حاکمان قداره¬بند، بلکه حتا برخی احزاب و سازمان¬ها و شخصیت¬های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به شدت دچار سرگیجه سیاسی می¬شوند و به دنباله¬روی از رویدادهای خود¬به¬خودی دچار می¬شوند.

با این مقدمه، به چکیده¬ای از مهم¬ترین وقایع سرنوشت¬ساز روزهای انقلاب 1357 اشاره می¬کنیم.
پس از واقعه خونین مردم قم، مردم شهر تبریز به طور ناگهانی و غیرمنتظره ضربه¬ای بر سلطنت پنجاه ساله پهلوی وارد ساخت که جرقه¬ای شد برای مردم دیگر شهرهای ایران.
كنسول آمریكا در تبریز، پس از شورش مردم تبریز، نتیجه¬گیری كرد كه این قیام: «دروازه¬ها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی كه به سادگی آرام نخواهد شد، باز كرد.»
قیام گسترده مردم تبریز و قتل¬عام آن، بازتاب وسیعی در سراسر ایران و نهادها و سازمان¬های سیاسی و اجتماعی داشت. این واقعه در خارج کشور نیز توسط کنفدراسیون دانش¬جویان ایرانی، به گوش افکار عمومی مردم جهان رسید.
اولین واكنش مسئولین حکومتی قیام 29 بهمن مردم تبریز، برقراری حكومت نظامی و موج دستگیری افراد مظنون بود. پس از پایان روز 29 بهمن 56، ظرف 48 ساعت 621 دانشجو روانه زندان شدند. شاه دستور داد مامورانی كه در پیش¬بینی و جلوگیری از واقعه قصور كرده¬اند تنبیه شوند.
نهم اسفند 1356، روزنامه رستاخیر، در مورد این واقعه چنین نوشت:
«سپهبد آزموده كه در زمان وقایع بهمن ماه تبریز، استاندار آذربایجان شرقی بود به تهران احضار گردید. در پی قیام مردم تبریز، رئیس شهربانی آذربایجان ، تسلیم «كمیسیون بررسی واقعه» شد. دولت كوشید تا با كنترل مطبوعات و رادیو تلویزیون تا حد مقدور آن واقعه را یك مساله بی¬اهمیت جلوه دهد. مسئولان حزب رستاخیر اولین طرفداران شاه بودند كه در این خصوص موضع¬گیری كردند:
هلاكو رامبد: «عوامل آشوب تبریز معلوم نیست كی و از كدام مرز وارد ایران شده¬اند.» وی در روز بعد گفت: «كمونیست¬های شناخته شده سبب اغتشاش تبریز بوده¬اند.» محمود جعفریان در اجتماع اعضای حزب رستاخیز تبریز چند روز بعد از قیام اعلام كرد: «آشوبگران كه تبریز را به آتش كشیدند تبریزی نبودند.»
كلماتی نظیر كمونیست¬های شناخته شده، مزدوران خارجی، ماركسیست¬ها، ماركسیست¬های اسلامی به طور کسل كننده و غلوآمیزی از سوی سران رژیم در مطبوعات و رادیو تلویزیون تكرار می¬شد.
مهم¬ترین اقدام تبلیغاتی حکومت شاه در تبریز، به راه انداختن تظاهرات به اصطلاح «میهنی» در مقابل تظاهرات مردمی بود كه حزب رستاخیز مسئول اجرای آن گشت. روز 19 فروردین جمشید آموزگار به تبریز آمد. در نمایش حکومتی، در بالای صحنه هم یك آخوند درباری در كنار جمشید آموزگار و جعفریان ایستاده بود. شاه از این تظاهرات نمایشی با لحن خاصی صحبت کرد: «چند هفته نگذشته بود كه نخست وزیر من آقای آموزگار برای برقراری تماس با مردم به استان¬ها سفر كرد و سیصد هزار نفر در تبریز گرد او را گرفتند ، دقیقا در همین تبریز كه شورش¬های 29 بهمن 1356، موجب شد تا مردم درباره من و دولت من به شك بیفتند.» جمشید آموزگار پس از این تظاهرات ساختگی، در جمع خبرنگاران گفت: «علت تشكیل این میتینگ این بود كه مردم آذربایجان از طریق حزب رستاخیز نشان دهند كه آنان كه در تظاهرات 50 روز قبل شركت كردند، آذربایجانی نبودند، ولی از آن¬جا كه انجام این تقاضا قبل از نوروز ممكن نبود كار به امروز موكول شد.»
مراسم چهلم جان باختگان تبریز، در شهرهای متعددی برگزار شد. در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد، به اعتراضات گسترده¬ای دست زدند که به خشونت کشیده شد. بنا به گزارش پلیس از تظاهرات یزد، پس از آن كه نیروهای امنیتی نتوانستند با استفاده از گاز اشك¬آور تظاهركنندگان را متفرق سازند به روی آن¬ها آتش گشودند. تظاهرات شهر یزد، گسترش بیش¬تری نسبت به سایر شهرهای دیگر داشته است. بدین ترتیب، مراسم چهلم جان¬باختگان تبریز، یكی از مراسم¬های اعتراض¬آمیز گسترده¬تری بود؛ اعتراضاتی كه قدر قدرتی حکومت پهلوی را در هم شكست.
بنابراین، پس از قیام مردم تبریز و سپس یزد، علاوه بر اقدامات پلیسی، كوشش¬هایی از طریق حزب رستاخیز صورت گرفت، یك «كمیته راهنمایی و اطلاعات» كه هدف آن تشریح توطئه¬هایی بود كه از خارج هدایت می شود تا مملكت را نابود سازد و هم چنین كمیته دیگری به نام «كمیته اقدام سراسری» در پایتخت و مراكز استان¬ها شکل گرفت تا با اغتشاشات مبارزه نماید.
هم¬زمان با گسترش اعتصابات در محیط های کارگری، تظاهرات میلیونی نیز در خیابان ها برگزار می شد. طبقه کارگر در پیروزی انقلاب 1357، واقعا نقش تاریخی خود را ایفاء کرد. به طوری که در برخی از آمارها آمده است از تابستان سال 1356 تا تابستان 1357، یعنی از زمان شروع فضای باز سياسی، بيش از 150 تظاهرات و 12 اعتصاب بزرگ صورت گرفته بود. در حالی که از تابستان 57، رقم اعتصابات و اعتراضات چندین برابر شد به حدی که در اين دوران هزار تظاهرات، يعنی 6 برابر دوران قبل، و 1195 اعتصاب در ادارات و کارخانه¬ها انجام شده بود. در واقع در اين دوران، جو وحشت ناشی از حكومت شاه و نیروهای سرکوبگر آن از ساواک تا گارد جاویدان با ابتكارات مردمی در هم می¬شکست.
هر چند که ناآرامی¬های خیابانی از مهر ماه 1356 آغاز شد؛ اما با ورود طبقه کارگر به عرصه انقلاب در کارخانجات و سپس در راه¬پیمایی¬های بزرگ، شکوه و جلوه طبقاتی عمیق¬تری به حرکت¬های اعتراضی و اعتصابات داد. پس از خرداد ماه 57، کارگران ساختمانی و کارگران برخی کارخانه¬ها به صف تظاهرکنندگان پیوستند. رقم تظاهرکنندگان را در حد چشم¬گیر ده¬ها هزار نفری، صدها هزار نفری و حتا میلیونی افزایش دادند و ترکیب طبقاتی تظاهرکنندگان را نیز دگرگون ساختند. در پاییز 57، شمار اعتصابات فزونی یافت و خصلت آن¬ها نیز سیاسی¬تر شد. باین ترتیب، اعتراضات روزبروز گسترش یافت و تحولات نیز با سرعت غیرقابل تصوری یکی پس از دیگری به وقوع پیوست زا جمله مه¬ترین وقایع سال 1357 عبارتند از:

19 فروردین: زندانیان سیاسی در زندان قزل حصار اعتصاب غذا کردند.

21 فروردین: تظاهرات دانش¬جویان در تهران به دست ماموران شاه سرکوب شد و شماری از دانش¬جویان مجروح شدند.

19 اردیبهشت: به نوشته‌ روزنامه اطلاعات گروهی از تظاهرکنندگان که حدود دویست نفر بودند، در شهر شیراز در ساعت 8 و نیم صبح در حالی که شعار می‌دادند، به سوی سینما آریانا حمله کردند و شیشه‌های این سینما و سینما مهتاب، یک بانک و داروخانه رحمت را شکستند.
در این هنگام با سر رسیدن مامورین پلیس تعدادی از تظاهرکنندگان دستگیر و بقیه گریختند. هم¬چنین از چنین روزی ماموران انتظامی برای جلوگیری از تظاهرات در دانشگاه پهلوی شیراز مستقر شدند تا مانع تظاهرات احتمالی دانش¬جویان شوند.

20 اردیبهشت: دانشجویان چندین دانشگاه علیه حکومت شاه تظاهرات کردند. دولت با انتشار بیانیه¬ای تظاهرکنندگان را اخلالگر خواند و گفت مخالفان حکومت در مقابل جمعیت سی و پنج میلیون نفری وقت ایران «اقلیتی ناچیز» هستند. با این حال اعتراض دانش¬جویان ادامه یافت. در مقابل عده¬ای دانش¬جویان طرفدار حکومت با ارسال نامه ای به جمشید آموزگار، نخست وزیر وقت، اقدام معترضان را محکوم کردند.

- 22 دانش¬جو به دادگاه جنایی مازندران فرستاده شدند. به نوشته‌ روزنامه اطلاعات دو نفر از 24 نفری که سه روز قبل در تظاهرات خیابانی و مجروح کردن یک پلیس در بابل دستگیر شده بودند، آزاد و 22 نفر دیگر به اتهام خرابکاری عمدی و شرکت در اخلال نظم بازداشت شدند.

20 اردیبهشت: تظاهرات دانش¬جویی در بسیاری از دانشگاه‌های کشور برگزار شد. تظاهرات دانش¬جویی در دانشگاه ملی با مقابله گارد دانشگاه مواجه شد. در ساعت شش صبح بیستم اردیبهشت نیز دکتر نگهبان، رییس دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران مورد حمله شش نفر قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
هم¬چنین تظاهرات دانش¬جویی در خیابان‌های عباس‌آباد و بخارست برگزار شد و شیشه‌های سینما شهر فرنگ و بانک تهران در جریان حمله شکسته شد.

21 اردیبهشت: داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی و سخن¬گوی دولت، شایعات مربوط به ترمیم کابینه را تکذیب کرد.

23 اردیبهشت: دولت طی اعلامیه‌ شدیدالحنی به تظاهرکنندگان اولتیماتوم داد. در این اعلامیه آمده است: «واکنش ملایم دولت در ماه‌های گذشته ماهیت این گروه و مقاصد آن¬ها را آشکار کرده است و هم¬چنین به روشنی نشان داده است که در برابر 35 میلیون نفر مردم ایران این چند هزار تن جز اقلیت ناچیزی نیستند.» دولت در این اعلامیه هشدار داد: «اخلال‌گران را به شدیدترین نحو تعقیب و برطبق قانون مجازات خواهیم کرد.»

- پزشک‌پور، نماینده‌ مجلس، در حالی که با یک پرونده‌ قطور پشت تریبون آمده بود، گفت: «این پرونده تماما مربوط است به سوء¬استفاده 300 میلیون تومانی از مهم‌ترین سازمان دولتی.» وی گفت: «خبرهای بسیاری حاکی از تشکیل کمیته‌های مبارزه با فساد در وزارتخانه‌ها و مراجع مختلف است، اما متاسفانه در این لحظه که این¬جا ایستاده‌ایم نتیجه همه‌ این سخنان و اقدامات مقامات مسئول در برابر شاهنشاه، مجلس و ملت ایران صفر بوده و صفر.»

- به نوشته‌ روزنامه اطلاعات اغتشاشات و تظاهرات خونین و دامنه‌دار قم که دیروز و دیشب به مدت 10 ساعت جریان داشت، از ساعت 9 بامداد امروز مجددا از سر گرفته شد. به نوشته‌ روزنامه اطلاعات ویژه‌ ایرانیان خارج از کشور، در این تظاهرات نه نفر کشته و 13 نفر از مامورین مجروح شدند. به نوشته‌ این روزنامه به 300 اتومبیل شخصی نیز آسیب رسید. در جریان این تظاهرات، ساختمان پپسی کولا در قم آتش زده شد. هم¬چنین در شهرهای تهران، بهبهان، نجف آباد، تبریز، اردبیل، زنجان، میانه، خرم آباد و کرمانشاه نیز تظاهرات برگزار شد.
بنا به گزارش کیهان هوایی، در 23 شهر در هفته‌ گذشته تظاهرات رخ داد و در تظاهرات خونین قم و تبریز 8 تن کشته شدند.

25 اردیبهشت: محمدرضا پهلوی، پادشاه ایران در مورد وقایع چند روز قبل قم و شهرهای دیگر در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد. در این مصاحبه، غلامحسین صالحیار سردبیر روزنامه اطلاعات نظر شاه را درباره حوادث چند روز اخیر پرسید. شاه گفت: «در اثر این آزادی‌هایی که ما دادیم، این¬ها به راه افتادند و فکر کردند که با دوتا مقاله نوشتن در این جا و سه تا تلفن زدن به اروپا یا آمریکا امید تقسیم مجدد کشور امکان دارد.»
وی در مورد ماهیت تظاهرکنندگان افزود: «این‌ها وقتی پرچمی با علائم مخصوص به اهتزاز درآوردند، دیگر خیلی مطالب علنی شد.» وی گفت: «به نظر آنان هرچه مظاهر تمدن و پیشرفت است، نباید وجود داشته باشد. حالا می‌خواهم ببینم این مملکت را با این وضع این‌ها چگونه می‌خواهند اداره کنند؟»

- در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیری های مردم با عوامل حکومت پهلوی‎‎، دولت جمشید آموزگار به مامورین نظامی و انتظامی در برابر آشوب ها دستور شدت عمل داد.

28 اردیبهشت 1357: به دنبال برگزاری تظاهرات پنج¬شنبه 27 خرداد در تهران، 214 نفر از تظاهرکنندگان بوسیله ماموران انتظامی و گارد شهربانی دستگیر شدند. تظاهرات روز پنج شنبه از ساعت 12 ظهر تا ساعت 4 بعد از ظهر در محدوده خیابان‌های ناصرخسرو، سیروس، چهارراه سرچشمه، کوچه دردار، خیابان امیرکبیر و ری اتفاق افتاد. در این تظاهرات تعدادی از مردم و گروهی از نیروهای پلیس مجروح شدند و چندین شعبه بانک و اتومبیل تخریب شد.

30 اردیبهشت 1357: کلاس‌های درس اکثر دانشگاه‌های کشور به دنبال حوادث هفته‌ گذشته به حال تعطیل درآمد. دانشگاه پلی‌تکنیک به حال نیمه تعطیل درآمد و دانش¬جویان این دانشگاه در تظاهراتی که در خیابان‌های اطراف انجام دادند، شیشه چند بانک را شکستند.
دانش¬جویان علم و صنعت نیز به عنوان اعتراض به حضور گارد در دانشگاه، به مدت دو هفته این دانشگاه را تعطیل کردند. شورای آموزشی علم و صنعت اعلام کرد که نیم ‌سال دوم تحصیلی منحل می‌شود.
در دانشگاه آذرآبادگان نیز استادان در یک گردهمایی اعلام کردند که اگر ترم منحل شود و به دانش¬جویان نمره صفر داده شود، استادان از رفتن به کلاس‌های درس خودداری خواهند کرد.
هم چنین دانشگاه‌های ملی، رازی کرمانشاه، اصفهان، صنعتی آریامهر و صنعت نفت آبادان نیز در حال تعطیل و اعتراض بسر می‌برد.

2 خرداد 1357: داریوش همایون، سخن¬گوی دولت در یک مصاحبه به شایعات نگران‌کننده‌ای که میان مردم پایتخت پراکنده شده است، پاسخ داد و تاکید کرد که مخالفان برای آشفتن مردم جنگ روانی راه انداخته‌اند، ولی دولت منابع آشوبگران را شناخته است و در مجازات این افراد شدت عمل نشان خواهد داد. وی گفت: «دولت به مسئولان دستور اکید داده است که در برابر هرگونه آشوب با نهایت شدت عمل برخورد کنند... سیاست دولت در دو سه ماه اخیر این بود که ضمن انجام وظایف خود با ملایمت برخورد کند و همین ملایمت باعث سوء‌تعبیر شد و خیال کردند دولت دچار ضعف یا غفلت شده است.» وی گفت: «ماهیت واقعی این عناصر و بی‌اهمیت بودن‌شان در مقابل 35 میلیون نفر جمعیت ایران که به شاه و مملکت علاقه دارند، در این وقایع اخیر آشکار شد.»

3 خرداد: نخستین شورای حزب رستاخیز با پیام محمدرضا پهلوی آغاز به کار کرد. شاه در پیامش گفت که دنیا از بحران ایدئولوژی رنج می¬برد ولی راه رستاخیز که وی بر اساس فلسفه انقلاب شاه و ملت ترسیم کرده، می¬تواند نجات بخش دنیا باشد.

9 خرداد: دانش¬جویان دانشگاه تهران با سر دادن شعارهایی علیه حکومت شاه، در کوی امیرآباد شمالی تظاهرات کردند و با نیروهای گارد درگیر شدند. روز بعد این اعتراض به خیابان¬های شهر تهران کشیده شد.

۱۵ خرداد: به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد در تهران و شهرستان¬ها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

16 خرداد: با شدت گرفتن اعتراض¬ها، ارتشبد نعمت¬الله نصیری به فرمان شاه از ریاست سازمان امنیت و اطلاعات کشور، ساواک، کنار گذاشته و سفیر ایران در پاکستان شد. سپهبد ناصر مقدم ریاست ساواک را بر عهده گرفت. نصیری در مهرماه به ایران بازگشت و به خاطر اتهام فساد مالی از سوی حکومت شاه دستگیر شد.

8 تیر: بیش از بیست دانش¬جو به اتهام شرکت در تظاهرات و اخلال در امنیت کشور در ساری محاکمه شدند.

14 تیر: محمدرضا پهلوی، در پیامی به مناسبت هفتاد و دومین سالگرد انقلاب مشروطه وعده داد انتخابات را صد در صد آزاد برگزار کند. او گفت که مملکت در حال توسعه سیاسی و گسترش آزادی های مدنی است.

19 تیر: در آستانه برگزاری دوازدهمین دوره جشن هنر شیراز، مردم این شهر دست به اعتراض زدند و ماموران برای متفرق کردن آن¬ها از گاز اشک آور استفاده کردند. هم¬چنین سالن کنفرانس دانشگاه پهلوی شیراز به آتش کشیده شد. زد و خورد شیراز چندین روز ادامه داشت و به مرگ چند نفر انجامید.
در اصفهان نیز هتل شاه عباس آتش زده شد و به علت شدت درگیری، حکومت نظامی اعلام شد. در تهران نیز مخالفان شیشه چند بانک و سینما را شکستند.

23 تیر: داریوش همایون، سخن¬گوی دولت، بروز ناآرامی در شهرهای مختلف را نتیجه گسترش آزادی دانست، ولی اطمینان داد اوضاع تحت کنترل است و جای هیچ نگرانی نیست.

25 تیر: در پی اعتراضات در شیراز، جشن هنر لغو شد. در عقب¬نشینی دیگر حکومت، شماری از بازداشت شدگان درگیری های شیراز و اصفهان آزاد شدند.

28 مرداد: در حالی که اعتصاب کارگران شرکت نفت به طور پراکنده در جریان بود؛ یک گروه اسلامی، در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ سينما رکس آبادان را شبانه به آتش کشيده شدند و ۴۰۰ زن، مرد و کودک بی¬گناه را در هنگام تماشای فيلم «گوزن¬ها» در عرض چند ساعت زنده زنده در آتش سوختند. تحقيقات بعد از سقوط حکومت سلطنتی، نشان داد که گروه مذهبی و برخی سران حکومت اسلامی، عامل و مسبب اصلی آتش سوزی سينما رکس آبادان بودند. فاجعه آدم¬سوزی سينما رکس آبادان، فضای سیاسی و اجتماعی شهر آبادان را به شدت ملتهب کرد و تظاهرات ضد شاه به اوج خود رسيد.

21 مرداد: درگیری خونین در اصفهان و اعلام حكومت نظامی در این شهر كه توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

25 مرداد: اعلام حكومت نظامی توسط دولت آموزگار. دولت برای كنترل اوضاع در چند شهر اعلام حكومت نظامی نمود.

1 شهریور: مردم در تهران دست به تظاهراتی گسترده زدند و به برخی بانک¬ها، سینماها و کاباره¬ها حمله کردند.

4 شهریور: با شدید شدن اعتراضات مردم، دولت جمشید آموزگار ناگزیر به استعفاء شد. جعفر شریف امامی، رییس مجلس سنا، مامور تشکیل دولت «آشتی ملی» شد. شریف امامی، در اولین اقداماتش برای جلب نظر مراجع دینی و مخالفان مذهبی شاه، تاریخ ایران را از شاهنشاهی به هجری شمسی بازگرداند و دستور تعطیلی تمام کازینوها و قمارخانه¬ها را داد. هم¬چنین برخی از روحانیون از زندان آزاد شدند. با این حال اعتراضات مردم در بسیاری از شهرهای دیگر ادامه یافت.

13 شهریور: صدها هزار نفر از مردم تهران بعد از شرکت در نماز روز عید فطر در تپه¬های قیطریه علیه حکومت پهلوی راه¬پیمایی کردند.

17 شهریور: در اولين ساعات روز جمعه 17 شهريور 1357، ارتشبد غلامعلی اويسی از راديو اعلام حکومت نظامی کرد و اطلاعيه فرمانداری نظامی را به شرح زير قرائت کرد:
1- دولت شاهنشاهی ايران به منظور ايجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت 6 صبح روز جمعه 17 شهريور 1357، مقررات حکومت نظامی را به مدت 6 ماه در شهرهای کشور اعلام می¬نمايد؛
2- اين جانب¬(ارتشبد اويسی) به سمت فرماندار نظامی تهران و حومه منصوب گرديده¬ام؛
3- ساعات منع عبور و مرور از ساعت 21 تا 5 صبح روز بعد تعيين می گردد... براساس اطلاعيه شماره سه فرمانداری نظامی اجتماع بيش از دو نفر در تهران ممنوع اعلام گرديد.

اما مردم انقلابی تهران، بدون توجه به این اخطار حکومت نظامی برای چهارمين روز متوالی، به خیابان¬ها ریختند. مرکز تجمع آنان ميدان ژاله¬(ميدان شهدای کنونی) بود، همين که مردم به خيابان¬ها رسيدند، ناگهان با تانک¬ها و زره¬پوش¬های نظامی و ماموران مسلسل به دست حکومت نظامی روبرو شدند. ماموران مسلح، از زمين و هوا جمعيت را هدف رگبار مسلسل قرار دادند. حکومت آدم¬کش پهلوی، تعداد کل کشته¬های 17 شهريور را 58 نفر و مجروحان اين جنایت تاریخی شان را 205 نفر اعلام داشت. اما شمار دقيق کشته¬های فاجعه 17 شهريور در ميدان ژاله و خيابان¬های اطراف، هيچ¬گاه مشخص نگرديد. این روز به «جمعه سیاه» معروف شد.

18 شهریور: حدود 700 کارگر در پالایشگاه تهران، به منظور افزایش دست¬مزد و برچیدن حکومت نظامی دست به اعتصاب زدند. در سایر شهرها نیز کارگران پالایشگاه¬های اصفهان، شیراز، تبریز، آبادان، کارخانه سیمان تهران اعتصاب کردند و خواستار اضافه حقوق و لغو حکومت نظامی و آزادی زندانیان سیاسی شدند.

- امیرعباس هویدا که از سال 1343 تا 1356 نخست وزیر بود، از سمت وزارت دربار کنار گذاشته و علیقلی اردلان، 80 ساله، جانشین وی شد.

25 شهریور: زلزله در استان خراسان باعث ویرانی كامل شهر طبس و صدها روستای این استان گردید. در این فاجعه هزاران نفر در زیر آوار كشته شدند.

1 مهر: تا مهر ماه 1357، مبارزه کارگران صنایع نفت به صورت پراکنده برگزار می¬شد. اما اعتصاب پیگیرتر آن-ها، از اواخر ماه شهریور آغاز شد. روز اول مهر ماه 57، مهم¬ترین و سرنوشت¬سازترین اعتصاب کارگران این بخش از جنبش کارگری ایران با طرح خواست¬هایی برگزار شد. خواست¬های کارگران اعتصابی عبارت بودند از: 25 درصد افزایش دست¬مزدها، افزایش کمک هزینه فرزندان کارگران نفت، افزایش کمک هزینه مسکن و... خواست¬ها به سرعت پذیرفته شد و اعتصاب پایان یافت.

۳ مهر: حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تاسیس شده بود، منحل گردید.

7 مهر: این روز، کارگران صنعت نفت اعتصاب دیگری را آغاز کردند که خواست¬هایشان عمدتا سیاسی بودند: آزادی زندانیان ساسی؛ لغو حکومت نظامی؛ انحلال سازمان امنیت؛ اخراج مستشاران آمریکایی؛ مبارزه علیه فساد مقامات حکومتی، تعقیب کسانی که علیه مردم جنایت کرده¬اند و... این اعتصاب و خواست¬هایش خون تازه¬ای در رگ¬های خیزش انقلاب جاری کرد.

10 مهر: با افزایش فشارها و جلوگیری دولت عراق از فعالیت¬های سیاسی خمینی، او از این کشور خارج و به كویت حركت رفت. دولت كویت به ایشان مجوز ورود به این کشور را نداد.

13 مهر: یکی از وقایع مهم در انقلاب پرشکوه مردم ایران، اعتصاب دو مرحله¬ای روزنامه¬نگاران بود. مرحله نخست این اعتصاب سیزده مهر در اعتراض به حضور تعدادی نظامی به دستور مستقیم شاه و به منظور سانسور اخبار در تحریریه دو روزنامه بزرگ آن زمان یعنی اطلاعات و کیهان آغاز و پس از چهار روز با انتشار اطلاعیه¬ای مشترک از سوی رهبران سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات از یک¬سو و شریف امامی به عنوان نخست وزیر از سوی دیگر، به پایان رسید. نخست وزیر وقت، در این اطلاعیه مشترک تعهد داد که از هرگونه اعمال نظر حکومت در نوع و نحوه چاپ اخبار جلوگیری کرده و مانع هرگونه تعرضی به اهالی رسانه-ها شود.

- در پی عدم ورود خمینی به كویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت ایشان به نجف، خمینی به فرانسه رفت.

15 مهر ماه: کارگران و کارمندان پالايشگاه نفت آبادان در تدارک يک اعتصاب بزرگ ديگر بودند که اولین جرقه اعتصاب در درون ساختمان «اداره کالا»، به مدت ۲ ساعت اعتراض نشسته در ۱۵ مهر ۱۳۵۷ زده شد. كارگران در اين اعتصاب خواست¬هايی از جمله افزايش دست¬مزدها، حق استفاده از مسکن سازمانی، طرح طبقه¬بندی مشاغل و ساير خواست¬ها را کتبا به مدير اداره کالا، محمد تقی ريخته¬گر، تحويل دادند.
مقامات صنعت نفت که وضعيت را وخيم تشخيص داده بودند به کارگران تا ٢٢ مهرماه فرصت دادند که به خواست¬هايشان رسيدگى شود. در اين روز کارگران در بيرون اداره کالاها تجمع کرده و اعتصاب آغاز شد و با وجود این که به مدت دو روز مذاکره مسئولان امر با کارگران در جریان بود اما اعتصاب ادامه يافت.

17 مهر: تغییر مكان خمینی از پاریس به دهكده نوفل لوشاتو.

22 مهر: مطبوعات بعد از دریافت تضمین¬هایی از دولت برای توقف سانسور، به اعتصاب خود پایان دادند. در جریان این اعتصاب چند روزه، روزنامه¬های صبح سه شماره و روزنامه¬های عصر دو شماره منتشر نکردند.

22 مهر: كم كاری و اعتصاب کارگران نفت از روز شنبه ۲۲ مهر 57، در پالايشگاه آبادان آغاز شد، دو روز بعد كاركنان اداره كالا و آزمايشگاه دست به اعتصاب زدند.
روز ۲۲ مهر۱۳۵۷، تعداد ۸۰ نفراز کارمندان اداره کالا، پس از اين که جواب خواست¬های صنفی خود را از مقامات نفت دريافت نکردند در بيرون اداره کالا در محل پارکينگ دست به يک تجمع علنی زدند. اين كاركنان با تجمع در اين قسمت، تلاش کردند توجه همه كارگران را به حركت خود جلب كنند. با اطلاع گارد حفاظت پالايشگاه نفت از اين حرکت، به ناگهان نیروی حکومت نظامی به فرماندهی تيمسار اسفندياری، برای درهم شکستن اعتصاب وارد پالايشگاه شدند و تعداد ۸ نفر از رهبران اعتصاب دستگير کرده و به زندان فرمانداری حکومت نظامی انتقال دادند. ۷۲ نفر از بقيه اعتصابيون را هم با اتوبوس¬های شرکت نفت و با اسکورت نظاميان در حومه شهر آبادان پراکنده کردند. کارگران در مقابل این تعرض نیروهای حکومت نظامی خشمگین شدند. اعتصاب سراسر مناطق نفت خيز جنوب خوزستان را در بر گرفت. در مقابل اين حرکت، فرماندار نظامی وقت تيمسار سرتيپ اسفندياری برای جلوگيری از گسترش اعتصابات و فرونشاندن خشم کارگران، ناچار شد نيمه شب تمامی رهبران اعتصاب را آزاد کند. اما کارگران اعتصابی، اعلام کردند كه به چه حقی فرمانده گارد پالايشگاه نفت آبادان اجازه داده است که قوای نظامی وارد پالايشگاه شوند؟ «معذرت خواهی کتبی فرمانده گارد پالايشگاه و خروج قوای نظامی از مراکز صنعت نفت» به ديگر مطالبات خود اقزودند.

25 مهر: در ٢٥ مهرماه کارگران جدا از خواست¬هاى صنفى خواست عدم دخالت نيروى نظامى در امور پالايشگاه¬ها و عذرخواهى کتبى ریيس گارد پالايشگاه عامل ورود قواى نظامى به پالايشگاه، شدند.

26 مهر: روز چهارشنبه ۲۶ مهر، كارگران با صدور قطعنامه ای خواستار بركناری تيمسار كليايی، ریيس گارد صنعت نفت و تعقيب مسببين حادثه ورود ماموران انتظامی و امنيتی به پالايشگاه و اهانت به كارگران شدند.
در اين میان كارگران صنعت نفت در جزيره خارك، لاوان و منطقه بهرگان، اهواز، گچساران، آغاجاری، مسجد سليمان، مارون و بی¬بی حكيمه نيز دست به اعتصاب زدند. كارگران شركت سهامی خدمات نفت ايران در اهواز و آبادان و ساير مناطق نيز به اعتصاب پيوستند.

27 مهر: كارگران تمامى ميادين نفتى اهواز دست به اعتصاب زدند و در پى آن، توليد نفت كاهش يافته و در ادامه، اين وضعيت به قطع كامل توليد نفت منجر شد. سرانجام كاهش توليد و در نتيجه صدور نفت خام به قطع كامل صدور آن در نيمه دى ماه انجاميد و به اين ترتيب، دومين صادركننده عمده نفت از بازار نفت جهان خارج شد كه اين كاهش در توليد نفت جهانى، باعث افزايش سريع قيمت نفت خام شد.
هم¬زمان با اين اعتصاب، ماموران فرمانداری نظامی وارد پالايشگاه شده و بيش از ۷۰ نفر از کارگران اداره كالا را با خود به خارج از پالايشگاه برده و آن¬ها را در شهر پياده كردند. فردای آن روز کارگران پالايشگاه به عنوان اعتراض به اين عمل فرمانداری نظامی دست به اعتصاب زدند. يك هزار نفر از كارمندان سازمان عمليات غيرصنعتی نيز به حمايت از كاركنان اعتصابی در مقابل اداره مركزی شركت ملی نفت، دست به تجمع اعتراضی زدند.

29 مهر: طباطبايی ديبا، قائم مقام مديرعامل شركت نفت در مذاكرات خود با اعتصابيون در آبادان و خارك به نتيجه¬ای نرسيد . پس از آن هوشنگ انصاری، مديرعامل وقت شركت ملی نفت ايران روز ۲۹ مهر به پالايشگاه آبادان رفت و طی يك سخن¬رانی، از كارگران خواست جهت مذاكره آماده شوند اما روز اول آبان، در گفتگو با نمايندگان كارگران آن چنان با بداخلاقی و تهديدآميز سخن گفت كه نمايندگان كارگران با عصبانيت جلسه مذاكره را نيمه تمام ترك كردند.
با اعتصاب همگانی کارگران و كارمندان صنعت نفت پالایشگاه¬های سراسر كشور در معرض تعطیل شدن قرار گرفت.

9 آبان: بیش از سی هزار کارگر صنعت نفت دست به اعتصابی بزرگ زدند. آن¬ها خواهان پایان حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه ارتشبد نصیری بودند.

10 آبان: طباطبایی دیبا، قائم مقام وقت مدیرعامل شرکت نفت، در مذاکرات خود با اعتصابیون در آبادان و خارک به نتیجه¬‌ای نرسید، هوشنگ انصاری، مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایران، به پالایشگاه آبادان رفت و در میان کارگران اعتصابی به ‌گونه‌¬ای سخن گفت تا آن¬ها را نسبت ادامه اعتصاب منصرف کند اما دیدار و مذاکره او با نمایندگان کارگران آن چنان زمخت و تهدیدآمیز بود که آن¬ها با عصبانیت جلسه را ترک کردند و مذاکرات نیمه ‌تمام ماند. با ادامه اعتصاب در روز دهم آبان، خواست‌¬های سیاسی روشنی به مطالبات کارگران اعتصابی اضافه شد. تجمع و اعتصاب از داخل پالایشگاه و ادارات صنعت نفت به خیابان و روبروی فرمانداری کشیده شد و هم¬چنین دامنه اعتصاب را به کارکنان، کارگران و کادر پزشکی بیمارستان نفت کشاند. سرانجام پس از ماه¬ها کشمکش، کارگران نفت به دولت هشدار دادند که چنان¬چه ظرف یک ماه با خواست¬هایشان موافقت نکند تولید نفت را متوقف خواهند کرد.

- روز دهم آبان ماه، 600 نفر از کارگران نفت تبریز، با تاکید مجدد بر خواست¬هایی هم¬چون آزادی کلیه زندانیان سیاسی؛ انحلال ساواک؛ لغو حکومت نظامی؛ لغو قراردادهای تحمیلی نفت و اعلام همبستگی و پشتیبانی با خواست¬های کارگران نفت جنوب، دست به اعتصاب زدند.

- در همین روز، در شیراز 400 نفر از کارگران نفت، در حمایت از خواست¬های کارگران نفت جنوب دست به اعتصاب زدند.

- در تهران، 1450 نفر از کارگران و کارکنان بخش¬های پژوهش، پخش، اکتشاف، بازرگانی، خط لوله و گاز پالایشگاه نفت به حکایت از اعتصاب و خواست¬های کارگران نفت جنوب اعتصاب کردند.

- ارتش کنترل تاسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

- كارگران اعتصابی، روز ۱۰ آبان، خواست¬های خود را نيز اعلام كردند. آنان هم¬چنين خواستار لغو بند ۲ مواد ۱۱ و ۱۳ قانون استخدام شركت نفت شدند كه طی آن، شركت می¬تواند بدون بيان علت كارگران خود را اخراج كند.

11 آبان: روز چهارشنبه ۱۱ آبان، در شرايطی كه اعتصابيون تصميم گرفتند شب را در جلوی اداره مركزی به صبح برسانند، ۲ تانك و زره¬پوش و يك جيپ مسلح به مسلسل در جلوی اداره موضع گرفتند و چون اعتصابيون حاضر به ترك محل نشدند ماموران به سوی آنان هجوم برده و عده¬ای را مجروح كردند.
در همبستگی با اعتصابيون شركت نفت، كارگران اعتصابی پتروشيمی شاهپور، كارخانه گاز مايع و پتروشيمی آبادان با آن¬ها همراه شدند.

12 آبان: روز ۱۲ آبان، ماموران فرمانداری نظامی، كارگران اعتصابی را به اداره مركزی شركت نفت راه ندادند و اين عده ناچار در بيمارستان شركت ملی نفت اجتماع كردند، ماموران فرمانداری نظامی كه قصد داشتند آن¬ها را پراكنده كنند با اعتراض شديد پزشكان و پرستاران بيمارستان روبرو شدند. در اين حال كاركنان نيروگاه اتمی دارخوين و نمايندگان ديگر گروه¬های اعتصابی نيز به جمع اعتصابيون شركت نفت پيوستند. در اين زمان كارگران براثر شكستن پاره¬ای اعتصاب¬ها و تهديداتی كه نسبت به كاركنان صنعت نفت شد دست به كم كاری زدند اما اعتصاب بار ديگر در پايان نيمه اول آذرماه آغاز شد. تمام اين مدت، دستگاه تصفيه نفت كار می¬كرد اما مقدار توليد اصلی نفت همواره در نوسان بود.

13 آبان: شب ۱۳ آبان 57، با اعلام دولت ازهاری، قوای نظامی به تجمع اعتراضی کارگران و کارمندان پالايشگاه نفت و پتروشيمی آبادان حمله کردند و يکی از کارمندان اداره حسابداری زخمی شد. در فردای آن روز کارگران اعتصابی، اعلام کردند که حکومت نظامی در سراسر ايران بايد لغو شود. بدین ترتیب، اعتصاب کارگران و کارمندان در پالايشگاه نفت آبادان، ديگر مستقيما و علنا به مبارزه¬ای عليه حكومت تبديل شد.
روز ١٣ آبان کارگران پتروشيمى آبادان، به محل اداره مرکزى در خارج پالايشگاه آمدند و خواستار همبستگى و اتحاد با کارگران اعتصابى شدند و دست به تحصن زدند. نيروى نظامى به محل آمده و در درگيرى با کارگران يکى از کارگران مجروح شد.

- در حمله ماموران به دانش¬آموزان و دانش¬جویان در دانشگاه تهران ده¬ها نفر کشته شدند. این روز به «شنبه سرخ» معروف شد و بعدا روز دانش آموز نام گرفت. در همین روز اعضای سندیکای روزنامه¬نگاران اعتصابی دو ماهه را آغاز کردند.

14 آبان: روز ١٤ آبان، با روى کار آمدن دولت حکومت نظامى ازهارى، کارگران خواهان لغو حکومت نظامى شدند. ازهارى دستور دستگيرى کارگران را داد. بيش از ٦٠٠ نفر دستگير شدند و به زندان کارون اهواز برده شدند. اما تظاهرات کارگران ادامه يافت و کار پالايشگاه¬ها مختل شد. شعار «کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما» در همه جا طنين انداخت.

- تظاهرکنندگان با ماموران در تهران به زد و خورد پرداختند و به سفارت انگلیس حمله کردند. دولت شریف امامی دولت را به ارتشبد ازهاری، رییس ستاد مشترک ارتش، واگذار کرد. ازهاری در اولین اقدام، تمام مدارس را یک هفته بست و کلیه روزنامه را توقیف کرد و رادیو و تلویزیون را تحت کنترل خود درآورد. هم-چنین شماری از مقامات عالی¬رتبه دولت¬های قبلی از جمله امیرعباس هویدا، نخست وزیر پیشین و وزیر سابق دربار، بازداشت شدند.

- مرحله دوم این اعتصاب از 14 آبان ماه سال 1357 برابر با پنجم دسامبر 1978 تا 16 دی ماه این سال، در حالی آغاز شد که سردبیران روزنامه¬های مهم آن زمان پس از اعلام مقررات ویژه فرمانداری نظامی تهران برای کنترل و سانسور مطبوعات که ناشی از واکنش تند و افشاگرانه مطبوعات به وقایع 13 آبان دانشگاه تهران و حمله نیروهای نظامی به دانش¬جویان بود، شرایط را برای ادامه کار مطلوب ندانسته و در جلساتی با اعضای تحریریه¬های خود از آنان نظر خواستند. هنوز این نظرخواهی به سرانجام نرسیده بود که خبر برکناری شریف امامی از نخست وزیری و اعلام حکومت نظامی توسط ارتشبد زاهدی به عنوان نخست وزیر جدید اعلام شد. این مساله سبب شد که اعتصاب دوباره مطبوعات گسترده¬تر و طولانی¬تر برگزار شود. این اعتصاب 62 روز طول کشید، نه تنها به عنوان طولانی¬ترین اعتصاب در تاریخ مطبوعات ایران، بلکه در جهان نیز ثبت شود.

15 آبان: استعفاء و سقوط كابینه شریف امامی در پی حوادث خونین 13 آبان اعلام گردید. تشكیل دولت نظامی به نخست وزیری ژنرال ازهاری اعلام گشت.

- محمدرضا پهلوی، در نطقی تلویزیونی به معترضان گفت که صدای انقلاب آن¬ها را شنیده است. او از پدران و مادران خواست نگذارند فرزندانشان «از راه شور و احساسات در آشوب و اغتشاش شرکت کنند.» این سخن¬رانی شاه از موضع ضعف، انقلابیون را به ادامه راه خود و کسب پیروزی امیدوارتر کرد.

20 آبان: کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی ایران، که تازه از دیدار با آیت¬الله خمینی در فرانسه بازگشته بود، همراه با داریوش فروهر در ابتدای یک مصاحبه مطبوعاتی بازداشت شد.

- مدیریت شرکت نقت اعلام کرد که با پایان اعتصاب 10 درصد به حقوق¬ها و 10 درصد به سود ویژه کارگران افزوده خواهد شد. اما اعتصاب ادامه یافت.

26 آبان: شورای موسس اتحادیه کارکنان رادیو و تلویزیون در آبان ماه، با حضور 91 نفر از نمایندگان، اعلام اعتصاب عمومی در تمام واحدها کرد و در 26 آبان دولت را تهدید کرد که اگر آن¬ها را وادار به پخش اخبار خلاف واقع کند، دستگاه‌¬ها را می¬خوابانند.

۳0 آبان: کارگران نفت اهواز، با اعلام دوباره خواست¬های کارگران آبادان، اعتصاب دیگری را آغاز کردند.

6 دی: در پی اعتصاب گسترده شركت¬های نفتی در ایران، سرانجام در روز ششم دی ماه ۱۳۵۷، صادرات نفت كشور به خارج به كلی متوقف شد و سوخت تنها در حد نیازهای داخلی عرضه شد. با قطع كامل صادرات نفت، حکومت محمدرضا پهلوی، از اصلی¬ترین منبع درآمد خود محروم و مراحل سقوط آن نیز سرعت بیش¬تری گرفت و اعتصاب آن¬ها تا 22 بهمن ادامه یافت.

8 دی: شاه با هدف آرام کردن انقلابیون، ارتشبد ازهاری را از مقام نخست وزیری برکنار کرد و شاپور بختیار را مامور تشکیل دولت نمود.

10 دی: شاپور بختیار به دستور شاه کابینه خود را تشکیل داد.

11 دی: با اوج‌گیری تظاهرات مردم مشهد، سربازان و مامورین امنیتی در روزهای 9،‌ 10 و 11 دی ماه با حمله به مردم در خیابان¬ها و بیمارستان¬ها عده زیادی را به قتل رساندند و تعداد بی¬شماری را نیز زخمی کردند.

14 دی: كنفرانس گوادلوپ، در گردهمايی سه روزه سران 4 كشور بزرگ صنعتی جهان، از 14 تا 17 دی ماه 1357، برگزار شد رهبران این 4 كشور سياست خارجی خود را در زمينه چند بحران مهم جهانی از جمله انقلاب ايران با يكديگر هماهنگ کردند.
رهبران وقت آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه در جزیره گوادلوپ در کنار سایر موضوعات درباره بی¬ثباتی سیاسی ایران گفتگو کردند. بنا به روایات تاریخی، جیمی کارتر، رییس جمهوری وقت آمریکا و جیمز کالاهان، نخست وزیر بریتانیا معتقد بودند روزهای حکومت محمدرضا پهلوی به شماره افتاده و او باید برود، اما والری ژیسکار دستن، رییس جمهوری فرانسه و هلمت اشمیت، صدر اعظم آلمان بر حمایت از شاه ایران پافشردند. در این جلسه رهبران چهار کشور صنعتی بزرگ جهان تصمیم گرفتند راه به قدرت رسیدن خمینی را هموار کنند تا رهبری انقلاب به دست نیروهای چپ نیافتد.

16 دی: دولت نظامی ازهاری سقوط كرد. شاهپور بختیار از اعضای جبهه ملی ایران مامور تشكیل كابینه از طرف محمدرضا پهلوی گردید و به سمت نخست وزیر منصوب شد.

- صبح روز شانزدهم دی ماه سال 1357 خورشيدی، با سقوط حکومت نظامی، صدها عضو¬ مطبوعات ايران، پس از 62 روز اعتصاب سخت و طولانی، با دست یابی به خواست¬های خود، به این اعتصاب پایان دادند. اين اعتصاب 62 روز ادامه يافت و می¬توان گفت که ايران تا 16 دی ماه كه دولت نظامی ازهاری كنار رفت، فاقد روزنامه بود. در تاريخ عمومی مطبوعات ایران و حتا جهان، از اين اعتصاب به عنوان طولانی¬ترين و موثرترين اعتصاب اهل قلم در طول تاريخ 350 ساله روزنامه¬نگاری ياد شده است.
لازم به تاکید است که کارگرانی که با مطبوعات سر و کار داشتند اگر به حمایت و پشتیبانی از آن برنخواسته بودند شاید این اعتصاب این قدر طولانی نمی شد و به خواست¬هایش هم نمی¬رسد.

22 دی: در این روز اعلام شد که شاه ایران را به قصد معالجه ترک خواهد کرد. بخش عمده خانواده سلطنتی، مدت ‌هاست که ایران را ترک کرده¬اند.

۲۳ دی: شورای سلطنت با فرمان شاه و به ریاست جلال¬الدین تهرانی تشکیل شد.

- به دستور خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

26 دی: محمدرضا پهلوی همراه همسرش فرح دیبا و فرزندانش برای آخرین بار ایران را به مقصد مصر ترک کرد. شاه علت این خروج را استراحت عنوان کرد ولی این رویداد به معنای واقعی «فرار شاه» را نشان می-داد. مردم با شنیدن خبر فرار دیکتاتور به خیابان¬ها ریختند و جشن گرفتند.

- امروز مردم ایران، غرق در شادی و گل و شیرینی بود. مردم فرار محمدرضا پهلوی را جشن گرفتند. محمدرضا شاه، ایران را به سوی قاهره ترک کرد. شاه پیش از خروج از کشور، شورای سلطنت را به ریاست جلال‌الدین تهرانی تشکیل داد.

در این زمان، در تاسيسات نفتى رى، اهواز و جنوب کشور کميته¬هاى اعتصاب در راس حرکات اعتراضى کارگران قرار گرفتند. اعتراض سراسر تاسيسات نفتى را فرا گرفت. صدور نفت قطع شد. صف¬هاى طويل مردم براى خريد نفت در سرماى زمستان سال ٥٧ و شادى آن¬ها از قدرت کارگران نفت در به زانو کشاندن حکومت شاه، موقعيتى تاریخی به کارگران نفت و طبقه کارگر در انقلاب ٥٧ داده بود. خطر قدرت¬يابى بيش¬تر کارگران گرایشات بورژوایی از جمله به اصطلاح اپوزیسيون ملی - مذهبی اسلامى را به تکاپو انداخت. با رهنمود خمينى از پاريس، بازرگان و رفسنجانى و صباغيان براى کنترل اعتصاب کارگران به جنوب راهى شدند. قدرت¬گيرى کارگران، نيروى نظامى و دولت شاه را وادار نمود که ملزومات ورود اين هيات به جنوب را فراهم کنند. نمايندگان خمينى، کارگران را به اعتصاب همگانى عليه شاه به رهبرى خمينى فراخواندند و از کارگران خواسته شد که ديگر مطالبات را به بعد از رفتن شاه موکول کنند. از جمله حزب توده، به همراه طيف جبهه ملى و ليبرال همگى به حمايت از خط هيات اعزامى خمينى، جبهه ائتلافى ملى - مذهبی را تشکيل دادند. هيات اعزامى خمينى با کميته اعتصاب صنعت نفت نشست هايى داشت و سرانجام کميته اعتصاب به طور مشروط پذيرفت که مصرف داخلى نفت را تامين کند اما از صادرات نفت، تا رسيدن اعتصابات به اهداف خود ممانعت نمايد. بدنبال آن کارگران به سر کارشان باز گشتند. سازش کميته اعتصاب با هيات بازرگان، سبب شد که گرایش ملی - مذهبی در مبارزات کارگران نفت دست بالا را بگیرد. در نتیجه اعتصاب تحت کنترل جريان اسلامى قرار گرفت. گروه¬های اسلامى در صنعت نفت فعال شدند و تلاش کردند که ابتکار عمل را از دست کارگران پيشرو و کمونيست خارج کنند و به دست اپوزيسيون اسلامى بسپارند.
با فرار شاه از ايران، زندانيان سياسی آزاد شدند. «کميته هماهنگی اعتصاب پالايشگاه نفت آبادان»، تشکیل گردید و در جهت درهم شکستن حكومت نظامی، تصميم گرفتند كه توليد و توزيع نفت را محدود كنند. بعد از این تصميم بر اين شد كه توليد و تصفيه نفت تا سطح مصرف داخلی برای مردم پايين آورده شود. بعلاوه كميته هماهنگی در يك اقدام تاريخی از جانب كارگران اعلام كرد كه صدور نفت به كشورهای اسرائيل و آفريقای جنوبی متوقف می¬شود. اين يك اقدام تاريخی، همبستگی جهانی کارگران را به نمایش گذاشت. بر این اساس بود که شعار «كارگر نفت ما رهبر سرسخت ما» به شعار تمامی اعتصابات و تظاهرات¬ها تبديل گردید.
تصفيه نفت پالايشگاه آبادان، روزانه ۶۰۰ هزار بشکه است که در جریان اعتصاب به 200 هزار بشکه در روز تنزل یافته بود. هم¬چنین در مقطع انقلاب ۱۳۵۷ در پالايشگاه نفت آبادان، ۱۴۰۰۰ کارگر رسمی و ۳۰۰۰ کارگر ڀيمانی و ۳۰۰۰ کارمند مشغول به کار بودند.

27 تا 29 دی ماه: جلال¬الدین تهرانی، رییس شورای سلطنت، برای آرام کردن اوضاع دست به کار می¬شود. راهکار، «به دست آوردن قلب آیات عظام» تشخیص داده می¬‌شود. تهرانی شخصا عازم پاریس می‌¬شود تا بی¬سروصدا، با خمینی، دیدار کند. اما خمینی از این دیدار سر باز می¬‌زند و آن را به وقتی موکول می¬کند که شورای سلطنت ملغی می¬شود.

30 دی: طرفداران خمینی، کمیته¬ای برای هماهنگی اعتصابات در سطح کشور تشکیل دادند. بازرگان، سحابی، معین فر، باهنر و رفسنجانی، عضو این کمیته بودند. بنابراین، تا آن موقع اعتصابت کارگری به طور خودجوش توسط فعالین و رهبران آن¬ها سازمان¬دهی می¬شد. در عین حال کمیته هماهنگی اعتصابات طرفداران خمینی، هیچ¬گونه نقش و دخالتی در اعتصاب کارگران نفت نداشتند.

3 بهمن: شورای سلطنت كه برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشكیل شده بود منحل گردید.

4 بهمن: پس از آن که اعلام شد خمینی قصد بازگشت به ایران را دارد، ارتش به دستور بختیار به مدت سه روز باند فرودگاه مهرآباد را با تانک و زره پوش بست.

7 بهمن: راه‌پیمایی میلیونی مردم در تهران.

۹ بهمن: فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.

11 بهمن: شورای انقلاب، 12 بهمن ماه را روز بازگشت خمینی به ایران اعلام می¬کند و نیز خبر می¬‌دهد که کمیته¬‌ای به منظور استقبال از وی شکل گرفته است. این در حالی است که همان شب، بختیار در گفتگوی تلفنی با بی‌بی‌سی، از این امر اظهار بی ‌اطلاعی می¬کند. در همین گفتگوست که بختیار خطاب به خمینی می¬گوید: «در یک مملکت، دو دولت حکومت نخواهد کرد.»
دولت، هم¬چنین برای ترساندن مردم و ایجاد حكومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه كودتا توسط ارتش دست زد.

۱۲ بهمن: از نخستین ساعات بامداد، شمار گسترده¬ای از مردم، با حضور در فرودگاه مهرآباد تهران، آماده ورود خمینی به ایران هستند. بر سر پوشش یا عدم پوشش به خبرهای مربوط به این بازگشت، بین کارمندان باقی مانده رادیو تلویزیون ملی ایران، اختلاف می¬‌افتد. بخشی از کارمندان اعتصابی رادیو و تلویزیون سراسری ایران تصمیم می‌گیرند با پوشش به خبرهای مربوط به ورود خمینی به ایران، اعتصاب خود را بشکنند و از سوی دیگر، رادیو تهران که هم چنان در دست دولت است، از این کار سر باز می‌زند.
ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران می¬شود. وی به بهشت زهرا می‌رود و در سخنرانی خود، دولت بختیار را غیرقانونی اعلام می‌کند و وعده تشکیل دولت جدید را می‌دهد.

13 بهمن 1357 تا 21 بهمن: خمینی در مدرسه علوی در مرکز تهران مستقر می‌شود و از آن¬جا با یک فرستنده کوتاه ‌برد تلویزیونی، برای مردم پیام می‌فرستد.

- به دستور خمینی در ایران، دولت موقت به رهبری مهندس مهدی بازرگان تشکیل می‌‌شود. با اعلام خبر تشکیل دولت موقت از جانب انقلابیون، موج فشارها برای سرنگونی دولت بختیار بالا می‌گیرد.

15 بهمن: در حالی که دولت بختیار در قدرت بود، مهدی بازرگان طی حکمی از سوی خمینی مامور تشکیل دولت موقت شد. خمینی، منشاء مشروعیت این انتصاب را «حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که به رهبری جنبش ابراز شده» عنوان کرد.

۱۷ بهمن: بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند. دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

18 بهمن: عده‌ای تحت عنوان طرفداران قانون اساسی در سالن بدمینتون استادیوم امجدیه¬(شیرودی) گرد آمده بودند. این عده كه به دعوت جبهه وحدت ملی در این مراسم حاضر شده بودند، با شعارهایی چون: زنده باد ارتش، پاینده باد قانون اساسی و بختیار سنگر تو نگهدار و... این تجمع به گفته ناظران در حدود چهار، پنج هزار نفر را شامل می‌شد.
قطعنامه‌ای كه در پایان این مراسم قرائت شد بر حفظ قانون اساسی، استقلال و تمامیت ارضی كشور،‌ مبارزه با استعمار سرخ و سیاه و حمایت از ارتش و دولت قانونی بختیار تأكید داشت.

20 بهمن: اوایل شب عده‌ زیادی از همافران و درجه‌داران نیروی هوایی در سالن آسایشگاه جمع شدند تا تصاویر خمینی را از تلویزیون ببینند. هنگامی كه تصویر وی بر صفحه پدیدار شد، همافران با ابراز احساسات نشان دادند. این ابراز احساسات موجب خشم افسران تیپ گارد جاویدان شده و درگیری میان طرفین شروع می‌شود. در همان شب، یگان¬هایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سركوب همافران عازم دوشان‌تپه می‌شدند. در اواخر شب نیروهای مردمی و گروه¬های مسلح به یاری همافران شتافته و نبرد سختی بین دو طرف آغاز شد. سرانجام نیروهای گارد مجبور به عقب‌نشینی شدند.

21 بهمن: اعضای شورای سلطنت از تهران گریخته بودند. شورای امنیت نظامی برای تصمیم‌گیری درباره جهت‌گیری «ارتش» تشکیل جلسه داده بود. دولت بختیار زمان حكومت نظامی را افزایش داده و حكومت نظامی را از ساعت 4 بعد از ظهر اعلام نمود. در تهران و شهرستان¬ها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیری¬های بسیار شدید رخ داد.
صبح روز 21 بهمن مردم تهران به هواداری از همافران تظاهرات كردند. در چند نقطه از تهران درگیری رخ داد و از میدان فوزیه تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش می‌رسید. مردم به سمت دوشان‌تپه حركت می‌كردند. گزارش روزنامه‌های تهران حكایت از كشته و زخمی شدن صدها تن درگیری های دوشان‌تپه داشت. زد و خوردها در نقاط مختلف تهران ادامه داشت؛ پادگان سلطنت‌آباد در شمال تهران به تصرف انقلابیون در آمد و تاسیاست نظامی آمریكایی‌ها تسخیر شد.
درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان حکومت شاه پس از سال¬ها گشوده شد. این تحولات در حالی رخ می‌داد كه بختیار خود را هنوز نخست ‌وزیر قانونی می‌دانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگی¬اش برای مذاكره با مخالفان خبر داد. اما در ساعت 2 بعد از ظهر 21 بهمن، از رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت 30/16 تا 5 بامداد اعلام كرد و در اعلامیه بعد این زمان تا 12 ظهر 22 بهمن تمدید گردید.

اما مردم بی‌اعتنا به حكومت نظامی در خیابان¬ها بودند. از آن¬جا كه این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی هم¬چون قزوین به سوی تهران در حركتند، مردم شهرهای اطراف تهران از خانه‌های خود بیرون آمده و در خیابان¬ها و جاده‌ها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت كنند. در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوس‌های شركت واحد تا آن¬جا كه توانستند شاهراه¬ها و خیابان‌های بزرگ را مسدود كردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشین‌های نظامی و تانك‌ها بشوند.

22 بهمن: صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده می‌شوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد كل بزرگ ارتشداران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،‌ معاونین، روسا و مسئولان سازمان‌های ارتش در این جلسه حضور پیدا كردند. مهم ترین این افراد عبارت بودند از: عباس قره‌باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، كمال حبیب‌اللهی و عبدالعلی بدره‌ای. جلسه با سخنان ارتشبد قره‌باغی آغاز شد كه طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشكلات آن ها پرداخت.
عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی از كمبود نیروهای تحت امرش برای كمك به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حكایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت. سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت: به طوری كه تیمساران ملاحظه می‌كنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگان¬ها كه فرماندهان نیرو تشریح كردند،‌به عللی كه همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است كه نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام عملی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفته‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر، مراجعه نمی‌كنند. ماه‌ها است كه امور كشور تعطیل است... پیشنهاد من این است كه در این مناقشه سیاسی ارتش خود را كنار كشیده و مداخله ننماید.
در ساعت یك بعد از ظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بی‌طرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگان‌ها باز گردند.
از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رییس مجلس به طور دسته‌جمعی استعفا دادند.
بعد از ظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند كه توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعد از ظهر، نیك‌پی، منصور روحانی و نصیری رییس سازمان اطلاعات و امنیت كشور¬(ساواك) كه در آن¬جا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.
روزنامه‌ كیهان روز یك شنبه 22 بهمن نوشت: «قسمت‌های وسیعی از تهران پس از ساعت ها جنگ و گریز، به تصرف نیروهای مسلح مردم و نیروی هوایی كه به مردم پیوسته است در آمد. شدیدترین برخورد بین واحدهای مخصوص گارد شاهنشاهی شب گذشته، هنگام تصرف كلانتری‌ها و مواضع مهم شهر كه تاكنون دراختیار فرمانداری نظامی و شهربانی بوده است، صورت گرفت. یكی ازاین برخوردها هنگام تصرف كلانتری 6 واقع در میدان ثریا روی داد... در جریان برخوردهای شب گذشته و دیروز بعد از ظهر، نیروی هوایی و مردم مسلح با گارد شاهنشاهی، تعدادی تانك منهدم شده و به تصرف مردم در آمده است. یكی از این تانك‌ها زیر پل میدان فوزیه منهدم شد. در فاصله‌ میدان فوزیه تا پمب بنزین، واقع در خیابان دماوند، خبرنگاران كیهان چهار تانك منهدم شده را شمارش كرده و عكس آن¬ها را گرفته‌اند. در همین فاصله، تعداد زیادی جیپ و كامیون متعلق به نیروی زمینی، منهدم شده است. تقریبا تمام كسانی كه مسلسل و تفنگ به دست دارند صورت خود را برای شناخته نشدن سیاه كرده‌اند. تعدادی از افراد نیروی هوایی لباس شخصی پوشیده‌اند و برخی از این افراد هنوز لباس نیروی هوایی به تن دارند و برخی دیگر فقط كت یا شلوار شخصی به پا كرده‌اند. از جمله سلاح‌هایی كه افراد مسلح نیروی هوایی و مردم عادی به دست دارند و در عملیات سركوب نیروهای گادر شاهنشاهی و برخی واحدهای نیروی زمینی شركت دارند، عبارتند از: مسلسل دستی، كلت، تفنگ ام یك و ژ3، سلاح سازمانی ارتش ایران و مسلسل‌های سنگین كه تعدادی از آن¬ها را از روی تانك‌های منهدم شده، باز كرده و در مواضع حساس مستقر كرده‌اند. سنگرهای خیابانی هم¬چنان پابرجاست و با‌ بارندگی دیشب كاملا مستحكم شده‌اند. در دهانه‌ كوچه‌های منشعب از خیابان دماوند‌،‌ نیروی هوایی و شهباز كه ما از آن‌ها دیدن كردیم، سنگربندی شده در روی بام خانه‌ها نیز كیسه‌های شن و خاك دیده می‌شود كه پشت آن‌ها افراد مسلح برای مقابله با حمله‌ احتمالی گارد شاهنشاهی و سایر افراد مسلح، سنگر گرفته‌اند. تعدادی تفنگ مخصوص شلیك‌ گاز اشك‌آور نیز مردم به دست آورده‌اند...»
تهران، در 22 بهمن صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار حکومت پهلوی بود. مراكز حساس دولتی یكی پس از دیگری به تصرف انقلابیون در‌ آمد. رادیو تهران كه از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت، ‌در ساعت 2 بعد از ظهر كاملا در اختیار آنان قرار گرفت. اولین كلامی كه از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مركز را می‌داد: «توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. این¬جا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است.»

با پیروزی انقلاب در 22 بهمن ماه 57 و با سرنگونی حکومت پهلوی، کارگران صنایع نفت نیز کار خود را از سر گرفتند. باین ترتیب، کارگران قهرمان صنعت نفت، پیشگام جنبش کارگری ایران در جریان پیروزی انقلاب 57 بودند.
یک نکته جالب در این دوره این است که مذهب تا قبل از سرنگونی حکومت پهلوی، در میان کارگران نفت مطرح نبود. در واقع تا پیش از 22 بهمن، هیچ نیروی سیاسی اعم از مذهبی و غیرمذهبی در میان کارگران نفت تشکیلات نداشت. از این¬رو، آن¬ها در سازمان¬دهی اعتراض و اعتصاب کارگران نفت نیز هیچ نقشی نداشتند. تمام اعتراضات و اعتصابات توسط رهبران خود کارگران و کمیته مخفی آن¬ها سازمان¬دهی می¬شد. هم¬چنین تنها مساله¬ای که در صفوف کارگران نفت مطرح نبود جدا کردن کارگران به مذهبی و غیرمذهبی بود.
بدین ترتیب، کارگران و به طور کلی مردم آزادی¬خواه جامعه ایران، در 22 بهمن 1357، به تاریخ 2500 ساله دیکتاتوری شاهنشاهی در ایران خاتمه دادند.
از دستاورد مهم و اساسی انقلاب 1357، اعلام موجودیت سازمان¬ها و احزاب سیاسی، تشکل¬های دمکراتیک زنان، دانشجویان، نویسندگان، روزنامه¬نگاران، قضات، هنرمندان، کارگران و دیگر اقشار جامعه بود. حکومت اسلامی، همه این تشکل¬ها را با لشکرکشی¬های وحشیانه نابود کرد و فعالین آن¬ها را نیز در زندان¬ها زیر وحشیانه¬ترین شکنجه¬ها و تجاوزات به قتل رساند و یا دسته دسته به جوخه¬های اعدام سپرد. دست¬کم سه سال نخست انقلاب 57، یعنی تا سال 60، نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، جنگ نابرابر همه جانبه¬ای را بر علیه آن بخش از نیروهای انقلابی راه انداختند که هدف¬شان از انقلاب، برپایی یک جامعه دمکراتیک آزاد و برابر و مرفه و انسانی بود. حکومت اسلامی، انقلاب 57 مردم ایران با ارتش و پلیس حکومت شاه که دست نخورده باقی مانده بودند و هم¬چنین با بسیج همه نیروهای حزب¬الهی و آدم¬کش به شکست کشاند. بنابراین، کاری که حکومت شاه موفق به انجام آن نشده بود، این بار حکومت اسلامی به غیرانسانی¬ترین وجهی موفق شد انقلاب مردم آزاده ایران را به مسلخ بورژوازی داخلی و بین¬المللی برد.
خیزش اخیر مردم ایران، یک جنبش وسيع سراسری است که از تجارب و سنت¬های انقلاب 57 و هم¬چنین سی و یک سال مبارزه سخت و خطرناک با جانیان حکومت اسلامی برخوردار است. اگر نسل انقلاب بهمن سرکوب و کشتار شدند و یا آن¬هایی که امکان زندگی در داخل کشور داشتند در داخل کشور ماندند و آن-هایی هم که چنین امکانی نداشتند برای ادامه مبارزه خود اجبارا راهی خارج کشور شدند. نسل دوم بعد از انقلابیون 57، عموما نسل قبل از خود را قبول نداشتند و تا حدودی نیز سیاست گریز بودند. اما نسل سوم این انقلاب، راه نسل اول را در پیش گرفتند و اکنون سه نسل دست در دست هم در تلاشند وضع موجود را به نفع کارگران و مردم محروم و آزادی¬خواه تغییر دهند. اما این جنبش سیاسی و اجتماعی، همواره با افت و خیزهایی هماره است اما پیگیر و مداوم است. در هر حال اين يک جنبش وسيع، عليه کلیت حکومت اسلامی است که مدام در حال گسترش و پيشروی است و افق انقلابی دیگر را در چشم¬انداز خود و کل جامعه ایران قرار داده است. از سوی دیگر، روزبروز سیاست¬های راست و به ویژه جناح اصلاح¬طلب حکومتی کم رنگ¬تر و به حاشیه رانده می¬شود. چرا که جناح¬های حکومتی، همواره به دنبال آن سازش و مدارایی هستند که با تقسیم حاکمیت بین خود، آن را از بحران سیاسی موجود برهانند. اما آن چه که به عنوان فاکتوری مهم و سرنوشت ساز بده و بستان¬های جناح¬های حکومتی را به هم می¬ریزد گسترش اعتراضات مردم و رادیکال شدن آن است. از سوی دیگر، تجارب انقلاب 57 هم بی¬اعتباری چنین سیاست¬هایی در صحنه عمل واقعی نشان داده است. از اين نقطه نظر می¬توان محکم گفت که زمينه و فضای سياسی کنونی جامعه، اعتراضات و اعتصابات سراسری راديکال و انقلابی را فراهم کرده است که حاکمیت با سرکوب¬ها و تهدیدها و ترورها و اعدام¬هایش نمی¬تواند جلو پیشروی آن را بگیرد. هر سیاست جنایت¬کارانه¬ای که حکومت و نیروهای سرکوبگر آن مرتکب می¬شوند تنها خشم و نفرت و بی¬زاری مردم را از خود، هر چه بیش¬تر دامن می¬زنند.
اگر همه وحشی¬گری¬ها و سرکوب¬گری¬های سیاسی حکومت اسلامی را در کنار بحران اقتصادی فزاينده و فساد و دزدی¬های سران و مقامات عالی¬رتبه و نزدیکان آن¬ها قرار دهیم آن وقت با جرات می¬توانیم اعلام کنیم که جامعه ايران در آستانه تحولات سرنوشت¬ساز تاریخی و يک انقلاب عظيم مردمی قرار گرفته است.
انقلابی که در راه است بی¬شک به لحاظ اجتماعی و شیوه¬های مبارزه نظیر اعتصاب، اعتراض، راه¬پیمایی شبیه انقلاب 57 است اما از نقطه نظر اهداف و مواضع و سیاست¬ها تفاوت زیادی با هم دارند. اولا، هر چند که حکومت اسلامی یک حکومت جانی و ارتجاعی است اما مردم به ویژه نیروی جوان، از طریق تکنولوژی مدرن ارتباطی و هم¬چنین از طریق سه چهار میلیونی ایرانی که در خارج کشور زندگی می¬کنند در رفت و آمدها آن¬ها به ایران و نزدیکانشان به خارج کشور، فرهنگ مدرن خود را نیز با خود مبادله کرده¬اند. دوما، جامعه ما، حدود سه میلیون دانشجو دارد که اکثریت آن¬ها فرزندان خانواده¬های کارگری و محروم هستند اهداف مبارزات طبقاتی رادیکال و سوسیالیستی را دنبال می¬کنند. سوما، مهم¬تر از همه، جامعه ما، جنبش-های بالنده چون جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی دارد که با وجود همه ضعف¬هایشان دستاوردها و تجارب گران¬بهایی در عرصه مبارزه سیاسی و اجتماعی کسب کرده¬اند. بسیاری از نویسندگان، روزنامه¬نگاران و هنرمندان مبلغ و مروج فرهنگ مدرن انسانی و سکولار و چپ هستند. بنابراین، انقلاب آتی مردم ایران از همان نخستین روزهای پیروزی خود، زندان¬های سیاسی را برخواهد چید و بلافاصله همه قوانین غیرانسانی و ظالمانه چون قصاص، شکنجه، سنگسار و اعدام را ملغی خواهد کرد. در همه عرصه-های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رابطه یک¬سان و برابری را بدون در نظر گرفتن جنسیت و ملیت و باورهای سیاسی و مذهبی شهروندان برقرار خواهد کرد. مذهب را از دولت و آموزش و پرورش و دستگاه قضایی کاملا جدا کرده و مذهب به عنوان کاملا یک امر خصوصی افراد تلقی خواهد شد. روابط زن و مردم را در هم شئونات اجتماعی برابر اعلام خواهد کرد. به کار کودکان خاتمه خواهد داد و همه کودکان و جوانان بدون توجه به موقعیت خانوادگی آن¬ها، از تحصیل و بهداشت رایگان برخوردار خواهند شد. سرانجام هرگونه سانسور و اخنتاق از جامعه رخت بربسته و همه خلاقیت¬های انسانی شکوفا خواهد شد.
در چنین شرایطی، با گرامی¬داشت سی و یکمین سالگرد انقلاب 1357، فعال¬تر و پیگیرتر به استقبال انقلاب آتی بشتابیم!

پانزدهم بهمن 1357 - چهارم فوریه 2010
[ 0 نظرات] [ادامه مطلب ...]
 

Copyright © 2009 www.eshterak.net